سربداران
ما همان نسلیم نسل سربدار
۱۳۸٩/٥/۱٧ :: ۸:٥٥ ‎ق.ظ ::  نويسنده : علی

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از فارس، استاد حوزه علمیه قم گفت: با مراجعه به آیات و روایات در می‌یابیم که موسس مذهب شیعه شخص رسول‌الله است.

آیت‌الله رضا استادی شنبه شب در جمع عزاداران حسینی در حرم مطهر حضرت معصومه(س) گفت: برخی از آیات فقط و فقط مختص برخی از اهل بیت است و فرد دومی را شامل نمی‌شود ولی برخی از آیات دیگر شان و نزولی دارند که غیر از اهل بیت(ع) را شامل نمی‌شوند.

وی تصریح کرد: آیه تطهیر به گونه‌ای است که در ذیل این آیه ده‌ها روایت آمده است و رسول خدا فرموده‌اند این آیه مربوط به امیرالمومنین(ع)، فاطمه زهرا(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بوده است.

استاد حوزه علمیه قم تاکید کرد: آیه تطهیر مختص به ائمه اطهار است ولی برخی از آیات اینگونه نیست و دیگران را هم شامل می‌شود و برخی از آیات به گونه‌ای است که هر کسی که ایمان داشته و عمل صالح انجام دهد را شامل می‌شود.

استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه اصحاب رسول خدا به گونه‌ای بودند که وقتی امیرالمومنین را می‌دیدند می‌گفتند کسی که قرآن او را بهترین معرفی کرده است آمد، خاطرنشان کرد: کسانی که شبهه‌پراکنی می‌کنند می‌توان دید چه میزان از واقعیات دور هستند و آنها فقط ادعای مسلمانی و پیروی از پیامبر دارند ولی بسیار از گفته‌های ایشان دور هستند.

وی با اشاره به روایتی از پیامبر گرامی اسلام درباره امیر‌المومنین علی(ع) اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب نیز در یکی از خطبه‌های نماز جمعه در طلیعه صحبت این روایت را به طریق دیگری خواندند و در این روایت رسول خدا خطاب به امیرالمومنین می‌فرمایند «اگر نمی‌ترسیدم از اینکه مردم دچار غلو شده و اشتباه کرده و معتقد به خدایی تو شوند، درباره عظمت علی مطالبی می‌گفتم که از هر کجا رد می‌شدی مردم خاک زیرپای تو را برای تبرک بر می‌داشتند».

آیت‌الله استادی با بیان اینکه بسیاری از جملات در دعای ندبه در معرفی امیرالمومنین مطرح شده است، گفت: برای کمال ایمان هر کسی از این جمله بالاتر نمی‌شود گفت و رسول خدا خطاب به امیرالمومنین می‌فرمایند «ایمان در گوشت و خون تو مخلوط شده است».

وی با اشاره به اینکه یکی از فعالیت‌های عمده جابربن عبدالله انصاری معرفی علی(ع) و اهل بیت(ع)بوده است، تاکید کرد:‌ قسمت عمده‌ای از روایات فراوانی که درباره اهل بیت آمده از سوی جابربن عبدالله انصاری نقل شده است.

استاد حوزه علمیه قم تاکید کرد: از زمان معاویه تا سال 100 هجری قمری علی(ع) را لعن می‌کردند و در این شرایط کسانی مثل جابر تا جایی که می‌توانستند روشنگری کرده و مطالبی را مطرح می‌کردند.

وی اضافه کرد: 450 روایت از جابر در کتابی گردآوری شده است که نیمی از این روایات مربوط به فضایل اهل بیت(ع) ‌و امیرالمومنان است.

آیت‌الله استادی اظهار داشت: گاهی سئوال می‌شود که شیعه و مذهب شیعه از چه زمانی پیدا شده است که وقتی به روایات مراجعه می‌کنیم در می‌یابیم که از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده و شیعه ریشه در زمان خود رسول خدا دارد.

وی یادآور شد: حضرت محمد(ص) خود این واژه را به کار برده‌اند و موسس مذهب شیعه شخص رسول‌الله است.

استاد حوزه علمیه قم با اشاره به مقدمه وصیتنامه سیاسی امام راحل تاکید کرد: امام راحل در این مقدمه مذهب شیعه و حدیث ثقلین را مطرح کرده است و در این وصیتنامه آمده است «ما افتخار می‌کنیم پیرو مذهبی هستیم که موسس آن رسول‌الله است».

وی با اشاره به جایگاه شیعیان تصریح کرد: ما شیعیان باید به مسئولیت‌های خود واقف بوده و وظایف خود را به شکل مطلوب انجام دهیم.


ارسال: یکشنبه18 بهمن 1388/ 11:45ق.ض
پیوند مطلب: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=9631



موضوع مطلب :
۱۳۸٩/٥/۱٧ :: ۸:٤۳ ‎ق.ظ ::  نويسنده : علی

 

... اینکه بعضى میگویند اگر چنانچه صدا و سیما را نقد کنیم، بر خلاف رهبرى مطلبى گفته ‏ایم؛ چرا؟ چون رهبرى رئیس صدا و سیما را معین میکند! اگر واقعاً ملاک این باشد، که آدم باید به هیچ‏کس اعتراض نکند؛ چون رئیس قوه‏ ى قضائیه را هم رهبرى انتخاب میکند، رئیس جمهور هم بعد از انتخابات، تنفیذ رهبرى دارد؛ میگوید نصب کردم. پس باید به هیچ‏کس اعتراض نکرد. نه آقا، اولاً صدا و سیما را رهبرى اداره نمیکند؛ این معلوم باشد. صدا و سیما را رئیس صدا و سیما اداره میکند. و رهبرى هم در موارد زیادى اعتراض هائى دارد. همین اعتراض هائى که شما دارید، بعضى ‏هایش یا خیلى ‏هایش، اعتراضهاى ما هم هست. احتمالاً اعتراض هاى دیگرى هم هست که چون براى من از جوانب مختلف گزارش مى ‏آورند - با اینکه خود من ممکن است به قدر شما تماشاچى تلویزیون یا گوش‏کننده‏ى رادیو نباشم - اطلاعاتم زیاد است. از وضع صدا و سیما اعتراض هائى هم میکنیم، اشکالاتى هم میکنیم، گاهى با آنها دعوا هم میکنیم. بالاخره آنها هم یک ضرورتهائى دارند و جواب میدهند؛ گاهى جوابشان درست است، گاهى هم نادرست است. به هر حال اعتراض هست و انتقاد شما از صدا و سیما مطلقاً به رهبرى منتقل نمیشود. شما حق دارید انتقاد کنید؛ هیچ اشکالى ندارد.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى
در دیدار جمعى از نخبگان علمى و دانشجویان دانشگاه‏ها
1387/7/7



موضوع مطلب :

امام خمینی رحمه الله علیه:برادران شجاع من که براى آزادى وطنهاى خود قیام کرده‏اید، ملتهاى خود را هشدار دهید و مغزها را از آثار تبلیغات چند صد ساله و خود باختگى در مقابل غرب و مستکبرین شستشو دهید؛ و به نهضت ما که نهضت اسلامى و مستضعفین است بپیوندید؛ که امروز اسلام عزیز در مقابل کفر، و منطق در برابر زور واقع شده است. نهضت ما اسلامى است قبل از آنکه ایرانى باشد؛ نهضت مستضعفین سراسر جهان است قبل از آنکه به منطقه‏اى خاص متعلق باشد. 
صحیفه امام، ج‏11، ص: 111 

امام خمینی:چند روز پیش از این در یک نوشته‏اى دیدم که مى‏گوید که چرا از ملى مى‏ترسید شماها؟ من به آن آقا مى‏گویم، شما چرا از اسلامى مى‏ترسید؟! ...ما مى‏خواهیم ببینیم خواست این 35 میلیون جمعیت چى است. ما دیدیم که خواست این 35 میلیون جمعیت این بود که ما اسلام را مى‏خواهیم. در تمام صحبتها از اول تا آخر این نبود که ما ملى گرا هستیم. ملى گرایى برخلاف اسلام است. ... ملى گرایى برخلاف دستور خداست و برخلاف قرآن مجید است.
صحیفه امام، ج‏12، ص: 335 

امام خمینی: صدور آن وقتى است که اسلام، حقایق اسلام، اخلاق اسلامى، اخلاق انسانى در اینجاها رشد پیدا بکند. و شما موظف به این معنا هستید، و باید این کار را انجام بدهید که هم در عمل و هم در نوشته‏هایى که در آنجا منتشر مى‏کنید، باید بکنید و مجله داشته باشید و آن مجله یک مجله‏اى باشد که هم در عکسهایى که در آن هست، و هم در مسائلى که در آنجا طرح مى‏شود همه‏اش موافق باشد با جمهورى اسلامى تا به واسطه تبلیغات، اسلام نفوذ کند ...عمده مسئله این است که ما فهمیده باشیم در قلبمان که ما مى‏خواهیم جمهوریمان اسلامى باشد. باید همان طورى که با زبان مى‏گوییم، قلب ما معتقد شده باشد به اینکه ما مى‏خواهیم اسلام باشد. «ما مى‏خواهیم اسلام باشد» دیگر با تمام اعوجاجات باید مبارزه بکند .... خداوند همه شما را- ان شاء اللَّه- حفظ کند و همه شما و ما را موفق کند به اینکه دنبال این باشیم که اسلام را در همه جا تقویت کنیم. و از مروّجین اسلام باشیم. 
صحیفه امام، ج‏13، ص:

491



موضوع مطلب :

به گزارش جهان به نقل از فارس، «رحیم مشایی» رئیس دفتر رئیس‌جمهور که در مراسم اختتامیه همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور سخن می‌گفت، با بیان اینکه در ایران اختتامیه وجود ندارد،‌ گفت: برای ایران همه اختتامیه‌ها، ‌افتتاحیه و آغاز است. چرا که اکنون موج بزرگی از انرژی در سرزمین ایران جاری است و هر کجا که نام ایران باشد در آنجا باور و عشق انسان به خدا را می‌روید.

وی با بیان اینکه ایران جلوه عشق،‌ مهربانی و محبت است‌، ‌خطاب به ایرانیان مقیم خارج از کشور افزود: نه تنها به شما بلکه به همه ایرانیان سراسر جهان می‌گویم و به این گفته خود باور عمیق دارم که دوره بسیار بزرگی برای ایران آغاز شده است. ایران در فصل جدیدی از حیات تاریخی خود قرار دارد و همه شواهد و قرائن بر این نکته گواهی می‌دهند.

مشایی با بیان اینکه شب سیاهی در ایران به پایان رسیده است، گفت: اکنون ایرانیان بیدار شدند و مهمترین علامت این بیداری به خود آمدن ایرانی‌هاست. امروز ایرانیان از اینکه ایرانی هستند، احساس عزت می‌کنند.

عضو کمیسیون اقتصادی دولت در ادامه گفت: هیچ کس بر اساس تصادف احساس عزت نمی‌کند، عزت محصول یک برآیند و درک است و البته باید گفت که احساس عزت ایرانی‌ها از جنس ناشی از سلطه و قدرت نیست، چون قدرت و سلطه ممکن است غرور بیاورد. این احساس عزت به علت عزت مکتب ایران است و قاطبه ملت ایران این مسئله را درک کرده‌اند. ما از اینکه سرزمینی را به زیر سلطه خود آورده باشیم احساس عزت نمی‌کنیم.

وی افزود: ما باید فرصتی ایجاد کنیم تا نسل‌های نوی ایرانی با درک عالمانه عزت،‌ فلسفه ایران را بفهمند، مکتب ایران را بفهمند. من بر مکتب ایران اصرار دارم.

* از مکتب اسلام دریافت‌های متنوعی وجود دارد و من بر مکتب ایران اصرار دارم

مشایی با بیان اینکه برخی‌ها از من خرده می‌گیرند که چرا نمی‌گویی مکتب اسلام و می‌گویی مکتب ایران، متذکر شد از مکتب اسلام دریافت‌های متنوعی وجود دارد، اما دریافت ما از حقیقت ایران و حقیقت اسلام، مکتب ایران است و ما باید از این به بعد مکتب ایران را به دنیا معرفی کنیم.

* باور دارم واژه ایران ذکر است

رئیس شورای هماهنگی مناطق آزاد ویژه اقتصادی، بابیان اینکه باور دارم واژه ایران ذکر است، در بیان چرایی این گفته خود تأکید کرد: شما در ذکر دنبال چه چیزی هستید. ذکر واژه مرتبط با روح مؤمن است و به جهان درون باور کردن ارزش‌های متعالی انسان مرتبط است.

وی با ذکر این بیت شعر که «از ذکر چه می‌جویند شاعران، همان را بجویند از ایران» گفت: ایران ذکر است و تاریخ ایران آکنده از ایمان است.

مگر می‌شود ایمان را در جایی جست‌وجو کنیم که علم و معرفت در آنجا نباشد، چرا که حقیقت ایمان منوط به علم و معرفت است.

مشایی با بیان اینکه هر کجا زیبایی باشد آنجا گوهر ایران است، گفت: اندیشه ایرانی جوهر دارد و گوهر است. همه بروز و ظهور اندیشه ایرانی زیبایی است.

وی با بیان اینکه در دین خاک با خاک فرق می‌کند و در منطق دینی محل دفن ظالمان با مشهد شهیدان فرق می‌کند، گفت: ویژگی‌های ایران متعدد است. اگر مکتب ایران را بشناسیم شناخت جلوه‌های آن آسانتر خواهد شد. ایران محل تلاقی ارزش‌های آسمان و زمین است خداوند و انسان هر دو در ایران تعظیم شده‌اند.

* اگر یافتید جایی را که خدا تکریم شده اما انسان تکریم نشد،بدانید آن خدا همان خدا نیست

جانشین رئیس‌جمهور در شورای عالی ایرانیان مقیم خارج از کشور، در ادامه گفت: اگر یافتید جایی را که خدا تکریم شده اما انسان تکریم نشد، بدانید آن خدا همان خدا نیست و به این مسئله یقین داشته باشید و تردید نکنید؛ اگر دیدید جایی انسان تکریم شده است و خداوند پیدا نیست، یقین بدانید که آنچه که تکریم شده،‌ انسان نیست.

مشایی گفت: وقتی من می‌گویم انسان، می‌گویند مشایی اومانیسم است. ای کاش این آقایان می‌خواندند و حداقل اومانیسم را می‌شناختند. آنها می‌گویند من مثل فلان آقا هستم در حالی که اینها حتی آن آقا را هم نمی‌شناسند که می‌گویند من مثل آنها هستم.

وی با بیان اینکه اگر کسی قدر آسمان را بشناسد باید قدر انسان را بشناسد، گفت: اگر قدر انسان شناخته نشود، قدر خداوند شناخته نخواهد شد. اگر می‌خواهید خدا را معرفی کنید، انسان را معرفی کنید. چرا که راه دیگری برای معرفی خدا وجود ندارد.

دبیر کمیسیون فرهنگی دولت با تأکید بر اینکه ایران به این جهت مهم است که قدر انسان را می‌شناسد به چالش‌های ایران با غرب اشاره کرد و گفت که چالش ما با غرب مقوله‌ای دیگری است و هر چقدر که غرب نسبت به شرق امروز بر انسان اهمیت بیشتری قائل شده است، باید در عمل از او بپذیریم. اگر جامعه‌ای منضبط است به این دلیل انضباط پیدا کرده که به انسان اهمیت داده چرا که اهمیت به انسان، جامعه را منضبط می‌کند.

مشایی دفاع ایران از عشق، ‌مهربانی و محبت را ضروری و مهم توصیف کرد و افزود: هر کجا که از عشق، محبت و مهربانی سخن گفته شده، ما دفاع می‌کنیم. چون حقیقت ایران عشق است و چالش ما با غرب این است که همه حقیقت انسان در غرب عرضه نمی‌شود؛ سیاستی که باید در خدمت انسان باشد، انسان در خدمت سیاست است. اقتصادی که باید در خدمت انسان باشد انسان برای اقتصاد است و این ماهیت یک بحران است.

* نفی انسان برای خدا غلط و نادرست بوده و در مکتب ایران وجود ندارد

وی نفی انسان را برای انسان و حتی نفی انسان را برای خدا غلط و نادرست دانست و افزود: در برخی جاها انسان برای خدا نفی می‌شود که به نظر من این انحراف است و در مکتب ایران وجود دارد چرا که در مکتب ایران انسان برای خدا هضم نمی‌شود.

رئیس کارگروه زیارت و فرهنگ رضوی، با بیان اینکه بسیاری‌ها در غرب هوشیارند، گفت: منظور ما از غرب باید تبیین شود. چرا که غرب فرهنگ مصطلحی دارد که حکمرانان آن از آن سخن می‌گویند.

رئیس دفتر رئیس‌جمهور با اشاره به اعتقاد رئیس‌جمهور مبنی بر حذف رژیم صهیونیستی از نقشه جغرافیایی گفت: اندیشه آقای احمدی‌نژاد حذف رژیم صهیونیستی از نقشه جغرافیایی نیست، بلکه ما معتقدیم آمدن اسرائیل مبنا ندارد. این رژیم زورکی آمده و موقت است.

مشایی افزود: آقای احمدی‌نژاد بحث هولوکاست را مطرح کردند، اما به یک باره همه قدرت‌های سیاسی برآشفتند و مدافع مظلومان شده‌اند که سؤال من از آنها این است که چرا حادثه‌ای که 60 سال پیش رخ داده است و اکنون مطرح می‌شود، شما از آن احساس خطر می‌کنید و همچون انسان داغدار هستید.

وی با تأکید بر اینکه در غرب انسان در مظهر اندیشه‌های انسان‌های جامعه غربی پیشقراول نظم جدید اجتماعی شده است، گفت: مشکل امروز غرب در این است که آنها حقیقت انسان را درنیافتند.



موضوع مطلب :
۱۳۸٩/٥/۸ :: ٩:۳٦ ‎ق.ظ ::  نويسنده : علی

 

 ترک امیال نفسانى

من مواعظ النبی صلى الله علیه وآله وسلّم:
من اکل ما یشتهی ولبس ما یشتهی ورکب مایشتهی لم ینظر اللّه الیه حتى ینزع او یترک.

(تحف العقول صحفه 38)
در جمله «رکب مایشتهی»، احتمال دارد که معناى حقیقى کلمه مراد باشد؛ یعنى هر مرکبى که مورد میل اوست، انتخاب کند و احتمال دارد به معناى «رکب الامر» باشد؛ یعنى هر کارى دلش خواست انجام دهد. بهرحال، نظر و توجه الهى که رأس همه خیرات و مایه همه کمالات انسان در عالم وجود است؛ با ارتکاب این امور از انسان گرفته مى‏شود و ترک آن هم به این است که با ریاضت اختیارى، آنچه را که هوس مى‏کند و مى‏تواند انجام دهد کنار بگذارد.
کسانى که قدرت انجام تمام مشتهیات خود را ندارند باید قدر بدانند؛ زیرا این نعمت بزرگى است که انسان در مقابل هوا و هوسهاى خود، میدان گسترده‏اى نداشته باشد. گرچه اگر بتواند و مبارزه کند، ثواب بیشترى دارد.
جلسه نوزدهم 11/8/78

 



موضوع مطلب :
۱۳۸٩/۳/۸ :: ٦:٠٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : علی

بسم رب الشهداء

 

 

امام خمینی (سلام الله علیه ):

آقایان توجه کنند همه و همه ملت موظفند که نظارت کنند بر این امور. نظارت کنند اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم، ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتى، خودت را حفظ کن. مسئله، مسئله مهم است. همه ملت موظفند به اینکه نظارت داشته باشند در همه کارهایى که الآن مربوط به اسلام است. اگر دیدند که یک کمیته خداى نخواسته برخلاف مقررات اسلام دارد عمل مى‏کند، بازارى باید اعتراض کند؛ عرض بکنم که کشاورز باید اعتراض کند؛ معممین و علما باید اعتراض کنند. اعتراض کنند تا این کج را راست کنند. اگر دیدند یک معمم بر خلاف موازین اسلام، خداى نخواسته، مى‏خواهد عمل بکند، همه موظفند که جلویش را بگیرند که امروز غیر روزهاى دیگر است‏.

(صحیفه امام ج8 ص5)

 

 

 

چرا  حق سؤال از آقای رفسنجانی را نداریم ؟!

( خاطرات یکی از روحانیان بازداشت شده به جرم سؤال  از رفسنجانی در 15 خرداد 1385 )

 

در بحبوحه نفس گیر دوران دولت دوم خرداد به خصوص در دور دوم آن  که دین سوزی ها  با سرعت ولی به صورت نرم و آرام صورت می گرفت و با توجه به خط مشی آن دولت در استحاله مفاهیم نظام اسلامی و عقبه تئوریک آن ، مهمترین اقدامی را که نیروهای وفادار به اسلام و انقلاب اسلامی می توانستند  و باید انجام می دادند برجسته کردن نمادها و مناسبت هایی بود که ماهیت اسلامی نظام و انقلاب را آشکار می کرد.

« محمد خاتمی » در سفر اول خود به نیویورک و در سخنرانی اش در مجمع عمومی سازمان ملل و در دیگر سخنرانی هایش ریشه نهضت و انقلاب اسلامی را به غلط « نهضت مشروطه » که به مکر فرماسونرها ی انگلیسی منحرف شد می دانست و یا  نهضت شکست خورده سی تیر « مصدق » را نیز از مراحل انقلاب اسلامی برمی شمرد ولی در ذکر مراحل انقلاب اسلامی اصلاً‌ از « قیام پانزده خرداد » و نقش « امام خمینی» در آن نهضت سخنی به میان نمی آورد و همواره شعار اصیل مردم انقلابی کشورمان که « استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی » بود را وی که در بحبوحه انقلاب در اروپا به سر می برد به دروغ « استقلال ، آزادی ، پیشرفت » تلقی می کرد. که این امر موجب نگرانی و گله بزرگان حوزه نیز شده بود.

با توجه به اینکه حضرت امام خمینی قیام پانزده خرداد را « نقطه عطف انقلاب اسلامی » تعبیر کرده بودند و برای تثبیت آن در اذهان ملتمان  تا ابد آنروز را عزای عمومی اعلام نمودند سال هشتادودو به عنوان چهلمین سالروز آن قیام عاشورایی ملت ایران بهترین دلیل می توانست باشد برای احیاء آن روز بزرگ در وانفسای حاکمیت اصلاح طلبان آمریکایی .

نمایندگان  نیروهای مؤثر شهرمقدس قم که در فعالیت های مختلفی  چون « تحصن مسجد اعظم » مقابل فتنه آن دوران فعالیت داشتند با شرکت در « شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی شهر قم » که من نیز در یکی از آن جلسات شرکت داشتم ، ‌مقدمات احیای این روز بزرگ را فراهم کردند و همان سال ، شروعی شد برای بزرگداشت این یادگار امام راحل که انصافاً با پیوستن کفن پوشان ورامین و متدینان تهران به  حرکتی پر برکت و دشمن شکن مبدل شد  و به مدت سه سال  با سخنرانی سخنرانان بزرگواری چون « حضرت آیت الله مصباح یزدی »، « حضرت آیت الله نوری همدانی »  و در سومین سال با سخنرانی فاضل ارجمند « آقا سید احمد خاتمی » این روز می رفت که در فرهنگ کشورمان و شهر مقدس قم تثبیت شود و مبتنی بر ایمان ناب دینی مردممان مایه برکات مداوم دیگری شود.

تا اینکه در چهارمین  سال این حرکت نورانی یعنی در سال هشتادو پنج  که مصادف بود با اولین سالی که کشور وانقلاب اسلامی از بحران دولت دوم خرداد خلاص شده بود تمام دلسوزان شهر مقدس قم با اقدامی غافلگیرانه مواجه شدند که  برخی  از دوستان از آن  تعبیر « کودتا »  می کردند. ماجرا از آن قرار بود که « آقای لطفی » مسئول شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی قم  بنابر هر دلیلی که دیگر اعضای شورای هماهنگی نیز از آن اظهار بی اطلاعی می کردند ، به تنهایی  سخنران تجمع پرشکوه 15 خرداد را آقای « رفسنجانی » اعلام کرد. آقای رفسنجانی که به نماد دفاع از اشرافیت در دل نظام اسلامی مبدل شده بود با زی طلبکی قیام 15خرداد نامأنوس به نظر می رسید و با وجود اینکه آقای رفسنجانی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال هشتاد و چهار سر ناسازگاری با دولت نهم که نماد عدالتخواهی نظام بود را  داشت و در ماههای منتهی به پانزده خرداد آنسال نیز از شکستن سکوت بر علیه دولت خبر داده بود و از طرفی هم عدم تمکین ایشان به رأی مردم در عدم صدور پیام تبریک به ربیس جمهور محترم با وجود اینکه به خصوص در شهر مقدس قم ایشان رأی پایینی آورده بود و علاوه بر همه اینها سؤالات زیادی که از ایشان و خانواده شان در اذهان عمومی بود احتمال زیر سؤال رفتن مراسم مهم پانزده خرداد آن سال را افزایش می داد ولی آقایان این مسئله را به یکدیگر متوجه می کردند . و در آخر تولیت آستانه مقدسه قم را مسئول این دعوت دانستند که بعد ها شنیدیم که آقای « مسعودی خمینی » نیز گفته بود که آقای رفسنجانی خود تماس گرفته بود وگفته بود: « که مراسم امسال برای من است ! » معلوم بود پروژه ای  از قبل برنامه ریزی  شده است و اتفاقی در حال افتادن است .

تصمیم خارج از خواست نیروهای انقلابی شهر گرفته شده بود و مراسمی که برای احیای یادگاری از شهیدان انقلاب و امام راحل بود به سوی ترویج تز منحرف اشرافیگری نظام و  تسویه حسابی انتخاباتی پیش می رفت .

صبح پانزده خرداد عموم فعالان شهر که در سال های پیش بعضاً دست اندر کار مراسم بودند  در شبستان امام خمینی حاضر شدند . عموماً با طنزی تلخ به یکدیگر می گفتند :« چه می خواستیم چه شد؟!» بعضی با در دست داشتن عکس هایی از امام و رهبر معظم انقلاب اسلامی و دکتر احمدی نژاد  وارد مجلس می شدند . ولی فضای موجود حکایت از شرایط عادی نداشت . عده ای با چهره های نامأنوس با محفل پانزده خرداد و حتی با سر هایی باند پیچیده که در بعضی از تصاویر نیز آنان را جزو ضاربین سؤال کنندگان می توان دید در مجلس نشسته بودند . تأخیر آقای رفسنجانی شایعه انصراف وی را برای حضور  در جلسه  محتمل تر کرد در گوشه و کنار برخی از تصمیم طرح سؤال از ایشان سخن می گفتند . آقای « شمس » مجری برنامه  و « لطفی »  مسئول جلسه که کت و شلوار سفید پوشیده بودند در میان انبوه سیاه پوشان رحلت امام  خودنمایی می کردند . شمس پشت تریبون رفت و از حضور عده ای منافق در میان شرکت کنندگان سخن گفت که سعی در اخلال مجلس دارند . تکرار چندین باره این سخن مجری ، جو التهاب را بیش از پیش در مجلس افزود.

طلبه ای بلژیکی به جایگاه دعوت شد  واز تأثیر انقلاب اسلامی و امام خمینی  بر خود و مردم جهان گفت و در آخر سخنش تأکید کرد که : « در حال حاضر امام خامنه ای و بعد از ایشان حضرت دکتر احمدی نژاد تنها افراد ادامه دهنده راه امام خمینی هستند.» اگر چه این سخن سخنران مایه ابراز احساسات اکثریت شرکت کنندگان شد ولی به مذاق آن عده از افراد که با چهره های خاص حاضر بودند  سازگار نبود و من خود شنیدم که چند نفر از آنان با لحنی کوچه خیابانی به طلبه ای که تصویر دکتر احمدی نژاد را در دست داشت نهیب زدند وگفتند : « بیار پایین اون ... را !!!» ـ  پس از آزادی از زندان از چند تن از خادمان حرم حضرت معصومه علیها السلام شنیدم که گفتند این افراد با چند اتوبوس  از صبح با هماهنگی « مهدی رفسنجانی » به شبستان آورده شده بودند . ـ

سرانجام آقای رفسنجانی آمد . شمس با القاب فراوان از وی برای سخنرانی دعوت کرد . مقدمات سخن آغاز شد شاید حدود پنج دقیقه از سخنان ایشان نگذشته بود که یکی از روحانیان فاضل و ارزشی « حجةالاسلام علی ابوترابی » که در مراسم پانزده خرداد چند سال گذشته نیز نقش به سزایی داشت و مشخصاً در تهیه و قرائت بیانیه های مراسم پانزده خرداد سه سال  گذشته مسئولیت داشت ، برخواست و در حالی که چند برگه کاغذ در دستی داشت و قلمی نیز در دست دیگر از میان جلسه با لحنی رسا گفت :

« آقای رفسنجانی من از شما به عنوان یکی از ارکان انقلاب چند سؤال دارم . » آقای رفسنجانی گفت : « ‌الان که جای سؤال نیست .» با بلند شدن هیاهوی آن اندک اوباش سخن آقای ابوترابی دیگر شنیده نشد عده ای می گفتند « هاشمی هاشمی حمایتت می کنیم .» و اکثریت می گفتند : « مرگ بر منافق » من نزدیک محل آقای ابوترابی شدم عده ای در چهره مأمور جلو آمدند و از آقای ابوترابی خواستند تا بیاید جلوی  جایگاه وآنجا سؤالش را مطرح کند چند متری دور نشده بود که متوجه شدم عمامه از سرش گرفته شد و او را به جای جایگاه به سمت سالن تشریفات کشان کشان می برند . و آقای رفسنجانی بی توجه به این هتک حرمت یک روحانی به شعار دهندگان می گفت : « من از ابراز احساسات شما تشکر می کنم ، دیروز هم مردم از مقام معظم رهبری همینگونه استقبال می کردند (!!!)»

جمعیت آرام شد که « محمد صادق ابوترابی » برادر زاده آقای ابوترابی که خود را به جلوی جایگاه رسانده بود با یکی از دوستانش آقای « محمد باقر محمدزاده » برخواستند ، محمد صادق به جلو جایگاه رفت و در حالی که با انگشت سبابه اش اشاره می کرد گفت : « آقای هاشمی ! عموی من یک سؤال می خواست بکند و مأموران شما اینگونه با وی بر خورد کردند و...»‌ حرکت ملایم این طلبه جوان با حرکت زننده آقای رفسنجانی مواجه شد ،  آقای رفسنجانی چهره در هم کشید و با اشاره دست مأموران را به خارج کردن محمد صادق و محمد باقر از جلسه هدایت کرد که از آنجا که هم شبکه استانی قم و هم شبکه سراسری سیما این صحنه را مستقیم پخش می کرد همه بینندگان از این عکس العمل آقای رفسنجانی متأثر شدند.

محمدزاده نیز با اینکه رزمی کار بود و حتی مجوز یکی از فدراسیون های رزمی را داشت بدون اینکه با اندک اوباش حاضر درگیر شود به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

شعار های دوگانه قبلی باز تکرار شد و آقای رفسنجانی که گویا اصلاً اتفاقی نیافتاده به تشکر از ابراز احساسات مردم می پرداخت  ـ که به نظر من  اگر اسکار سیاسی در جهان وجود داشت ایشان لایق  لایق دریافت آن بود  ـ چرا که شعارهای متضاد را ایشان حمایت و استقبال از خود وانمود می کرد و بر آن بود که صورت مسئله که طرح سؤال و برخورد با سؤال کنندگان  بود را پاک شده تلقی کند.

 صحنه بازداشت دوستان طلبه و اهانت وفحاشی و ضرب وشتم  اندک اوباش حاضر درجلسه از یک سو و تداعی تصاویر فیلم تبلیغی آقای رفسنجانی در ایام انتخابات که با دخترکان بی حجاب و کم حجاب همنشینی و گفتگو داشت تحملم را گرفت ، بلند شدم و برای اینکه مانند دوستان قبلی  به دشمنی با رفسنجانی متهم نشوم فریاد زدم : «  برادر حزب الله ، ای فرزند روح الله ، ...» می خواستم  بگویم که : « شما که ساعت ها با دخترکان بدحجاب جلسه پرسش و پاسخ می گذاری ، چرا گذاشتی به چند طلبه و روحانی که قصد طرح سؤال از شما داشتند ،  اینگونه جسارت شود ؟!» که سه چهار نفر که همواره همراهم بودند با ضرباتی حساب شده به پهلو و پشت و ران های پایم درد شدیدی را بر من عارض کردند یکی از اراذل نیز عمامه ام را به میان جمعیت پرتاب کرد تا معلوم نشود که من روحانی هستم . من که این حرکت حساب شده را دیدم از پا ننشستم تا به سخنران بفهمانم که گرفتار دسیسه ای شده ام یکی از طلاب عمامه ام را آورد که بعد هم وی را به همین جرم بازداشت کردند و با ما نیز به زندان منتقل کردند .عده ای از مردم دورم حلقه زدند تا عمامه ام را مجدد پیچیدم و باز مجدداً برخاستم تا از آقای رفسنجانی جویا شوم که چرا باید این شود؟ یکی از مأموران دادگاه ویژه که در دستش بیسیم بود به کنارم آمد و با زبان تهدید گفت : « اگه ساکت نشی دست بسته می بریمت  .» من به وی گفتم  : « آیا تو این اوباشی که در حال بر هم زدن جلسه هستند را نمی بینی ؟»  گفت : « هم شما را می شناسم و هم آنها را .»

آقای رفسنجانی سخنرانی را نیمه کاره گذاشت و  جلسه را ترک کرد . شخص بیسیم به دست که می خواست مرا با خود ببرد با ممانعت مردم مواجه شد ولی لحظاتی نگذشت که دو نفر با لباس خدام حرم پیشم آمدند و اظهار داشتند که اگر از در اصلی بروی تو را بازداشت می کنند و مرا با خود بردند تا که مثلاً از در دیگر ردم کنند همراهشان که شدم دیدم مرا به طرف جایگاه می برند به یکی از درهای تشریفات شبستان امام خمینی که رسیدیم ، دیدم که از بشت شیشه «  مهدی رفسنجانی » دارد نگاه می کند ما را دید کنار رفت و در باز شد تازه فهمیدم که آن دو خادم نبودند مقاومت کردم تا مرا داخل نبرند حتی روبه آقای « رسایی » که آنزمان مسئول ارشاد شهر بود کردم و کمک خواستم ولی وی از سر ناچاری روی برگرداند. آندو مرا با فشار می خواستند داخل کنند و دودست نیز مرا به داخل کشید ، بالاخره وارد شدم ولی چون خبرنگاران در آنجا پراکنده بودند ترجیح دادند در همان آستانه در نگهم دارند تا که شرایط گفتگوی من با خبرنگاران فراهم نشود .در همانجا مهدی رفسنجانی شاکی و عصبانی با « آقای جعفری » که گویا معاون دادستان وقت قم بودو الان هم از مسئولان قضایی مازندران است ، داشت مشاجره می کرد. مهدی خیلی عصبانی و کلافه بود به جعفری می گفت :

« گند زدید ، شما که نمی توانید مجلس را حفظ کنید چرا برگزار کردید؟!» جعفری که متوجه من نبود گفت : « می خواستید نیاد ! مگه ما گفتیم بیاد حالا هم چیزی نشده یک سری اراذل اوباش بودند که دستگیر شدند .» مهدی که کفری شده بود برگشت به من اشاره کرد و گفت :‌« اینها اراذل اوباشند ؟ اینم مثل خودت آخونده !!! » جعفری با نگاهی به من و سر تکان دادن با مهدی برای بدرقه رفسنجانی همراه شد.من نگران این بودم که حالا که کار به اینجا کشیده  تیم حفاظت رفسنجانی مرا با خود نبرد بلکه یا تحویل مسئولان دادگاه ویژه مرا بدهند و یا با نیروهای اطلاعات بروم چرا که اگر محافظان مرا می بردند معلوم نبود چه پیش بیاید.

شخصی میان سال که من گمان می کردم  از نیروهای حفاظت آقای رفسنجانی است در کنارم قرار گرفت و تا معدود خبر نگاران و عکاسان و اصحاب رسانه در محوطه بودند عادی برخورد می کرد ولی وقتی که فضا از آنان خالی شد شروع به اهانت و هتک حرمت کرد پیرمردی خادم که با چهره من آشنا بود با چشمانی اشک آلود نزد همان فرد آمد و ملتمسانه گفت : « من این حاج آقا را می شناسم آدم محترمی است با او اینگونه برخورد نکن .» من گفتم : «‌حاج آقا ! عیب نداره تو همین حرم آشیخ محمد تقی بافقی را رضا قلدر به چوب بست عاقبت آقای بافقی چه شد و رضا قلدر کجا رفت ؟!» آن مرد در حالی که در بیسیم تقاضای ماشین برای انتقال من می کرد گفت : « آره ! من رضا شاهم ... شما را دنیا کور کرده که شخصیتی مثل آقای هاشمی را نمی بینید ، کی پانزده خرداد را به وجود آورد ؟ » منم گفتم : « رضا شاه در موریس برهنه و بی کس از دنیا رفت ، نمی دانم عاقبت تو چه می شود.  و اون که پانزده خرداد را به وجود آورد امام بود نه حاج آقای شما  ، و اگر راست می گویی که مال دنیا مارا کور کرده است تمام داراییهای من و تو را جلو هم بگذاریم تا معلوم شود مال دنیا کداممان را کور کرده .» به جای پاسخ ، آمرانه برخورد می کرد و  سرانجام مرا به سمت در هدایت کرد . نگران بودم که تیم حفاظت شخصیت مرا ببرد لذا تصمیم گرفتم تا پیش از کسب اطمینان  سوار ماشین نشوم . دیگر مأموران پاسخ نمی دادند ولی راننده که تنها شد گفت می ریم ستاد خبری  خیالم راحت شد سوار ماشین شدم دو طرفم مأمور نشست و ماشین حرکت کرد . در این مدت کوتاه صحنه ها و حوادث آنقدر تکان دهنده بود که گویا دنیا داشت دور سرم می چرخید . چرا با ما اینگونه برخورد  شد؟! جرم ما مگر چه بود ؟! راستی ! چرا برای یک چنین ماجرای ساده ای باید اینقدر هزینه داد؟! در آن فرصت پناهی بهتر از قرآن نداشتم قرآن کوچک جیبیم را به نیت تفأل باز کردم آیهء به درستی شرایط پیش آمده و آینده را توضیح می داد :

« لقد ابتغوا الفتنة من قبل و قلّبوا لک الأمور حتّی جاء الحقّ و ظهر أمرالله و هم کارهون . »  التوبة 48

( منافقان ) از قبل فتنه گری و طراحی کرده بودند تا کارها بر تو بر عکس جلوه کند تا اینکه حق آشکار شود و امر خدا جلوه کند در صورتی که آنان ناراحت باشند.

لبخند رضایت آمیزی زدم و همین آیه در روزهای سخت آینده مرا دلگرم می کرد که حق پنهان نمی ماند...

(تصاویر 15 خرداد را در ادامه مطلب ببینید.)

حجت الاسلام والمسلمین علی ابوترابی

برادر محمد صادق ابوترابی

برادر محمدباقر محمدزاده

برادر شیخ مسعود شفیعی کیا

 

شیخ اکبر رفسنجانی

مهدی رفسنجانی که همیشه در پشت صحنه پدر حضور دارد.

منبع:  http://shafieikia.mihanblog.com/post/179



موضوع مطلب :
۱۳۸٩/٢/۳۱ :: ٢:۱٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : علی
 کسانی که توسط رهبر انقلاب خطبه عقدشان خوانده شده است متوجه نگاه ویژه رهبر به این مسئله مهم شده اند.

به گزارش جهان؛ موضوع مهریه همواره یکی از موضوعات مهم مطرح شده در جریان مراسم ازدواج بوده است.

موضوعی که به نظر می رسد در صورتی که طرفین راضی باشند به شکل مناسبی قابل حل است.

کسانی که خطبه عقدشان توسط رهبر انقلاب خوانده شده است متوجه نگاه رهبر به این مسئله مهم شده اند.تا آنجا که خواندن خطبه عقد توسط رهبر انقلاب یک شرط دارد و آنهم مقدار معین مهریه 14 سکه ای است.

در همین زمینه یکی از همراهان رهبر در کتاب گوشه هایی از زندگی رهبر انقلاب این طور نقل می کنند:

یک شب که به منزل شهیدی رفته بودیم ، پس از احوالپرسی و گفتگو ، موقع خداحافظی یکی از اعضای خانه جلو رهبر انقلاب آمد و گفت: دو نفر از فرزندان شهدا که الان در جمع ما هستند ، صیغه محرمیت خوانده اند ، خیلی دوست دارند صیغه دائم آنان را شما بخوانید.

- اشکال ندارد، می گویم یک وقت مشخص کنند، بیایند دفتر.

- دوست داریم همین الان انجام شود.

- مانعی ندارد. اما به شرطی که مهریه بیش از 14 سکه نباشد.

گفتند: مهریه صد سکه بهار آزادی است.

چند لحظه سکوت بود و سکوت. ناگهان دختری که ظاهراً همان عروس خانم بود جلو آمد و گفت: من بقیه را بخشیدم. مهریه فقط 14 سکه باشد.

مراسم اجرا شد و عروس و داماد هر کدام سکه ای از دست آقا هدیه گرفتند.



موضوع مطلب :

گروه فرهنگی: ششمین جسله از جلسات هفتگی هیئت محبین اهل بیت(ع) هنر نیز به همان بحث انسان انقلابی اختصاص داشت تاتفکیک چهار اسلام متظاهرانه، منافقانه، عافیت‌طلبانه،و صوفی مئابانه از اسلام انقلابی میسر شود.

به گزارش رجانیوز اگر چه بحث ها حول یک مفهوم کلی که همان انسان انقلابی است، پیش می رود، اما در حواشی بحث و آنجا که سخن از انحرافات و اسلام های غیرانقلابی می شود، می توان رگه هایی از نقد را نسبت به انقلابیون شرمنده یا کسانی که از خط امام فاصله گرفتند، دید.

جلسات سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین پناهیان چند وقتی است کهدر میدان آرژانتین، ابتدای خ احمد قصیر، کوچه 19، پ4، دفتر هنر و ادبیات دانشجویی برگزار می‌شود. گزیده و متن کامل سخنرانی جلسه ششم در پی می آید:

بریده‌هایی از بحث

•تابه‌حال برایتان سؤال پیش آمده که چرا سهمگین‌ترین کلمات حضرت امام(ره) علیه انواع اسلام‌هاست؟!

•غرض ما برای سخن گفتن از اسلام انقلابی مقابله با چهار مدل اسلام تحریف شده و رواج یافته است. یکی از این اسلام‌ها اسلام متظاهرانه است.

•دومین اسلامی که در مقابل اسلام انقلابی قرار دارد، اسلام منافقانه است. مردم ما هنوز مسلمانی منافقانه را تجربه نکرده‌اند و نشناخته‌اند. مسلمانی منافقانه این است مثلاً کسی در عرصة سیاست سال‌ها قشنگ‌ترین و بهترین حرف‌ها را علیه اسرائیل بزند، اما در روابط پنهانش بگوید من معتقد نیستم که باید با اسرائیل درگیر شد. ولی چون جو اقتضا می‌کند، من اینگونه می‌گویم. این خیلی نامردی است.

•منافق ویژگی‌های عجیبی دارد. مثلاً رسول خدا می‌فرماید: منافق یکی از کارهایی که خیلی برایش راحت است، گریه کردن است. المُنافِقُ یَملِکُ عَینَیهِ یَبکی کما یَشاءُ(میزان الحکمه، ج12،حدیث20603). منافق اختیار چشمِ خودش را دارد. هر وقت بخواهد گریه می‌کند.

•منافق کسی است که وقتی می‌گوید امام، اشک بریزد و در تمام مدت علیه خط امام کار کرده باشد و کار بکند. ما هنوز منافق را به صورت جدّی تجربه نکرده‌ایم.

•اسلام انقلابی مقابل مسلمانی عافیت‌طلبانه نیز هست. برخی از کسانی که به کربلا آمدند و با امام حسین(ع) جنگیدند، همه چیز را قبول داشتند، بغض هم نداشتند، اما شمشیر می‌زدند، فقط تحمّل بلا نداشتند. شنیده بودند یزید با لشکرش به سمت کوفه در حرکت است.

•چهارمین نوع مسلمانی که مقابل اسلام انقلابی قرار دارد، اسلام صوفی‌گرایانه است. مسلمانی صوفی‌مآبانه هم یک نحوه تبدیل و تحریف اسلام است به آن چیزی که نفس می‌طلبد. امروز برخی روشنفکرنماها اسلام صوفی مآبانه را ترویج می‌کنند. بعضی‌هایشان هم پشت ادبیات عرفانی پنهان شده‌اند و اسلام معنوی، عرفانی و حداقلی را ترویج می‌کنند. در اتاق فکرهای جنگ روانی‌شان می‌گویند ما باید روی اسلام صوفی‌مآبانه تأکید کنیم، تا عشق به مقدّسات، عشق به اسلام و معنویت جوانان ارضاء شود، و اسلام انقلابی بمیرد و نابود بشود.

•دردش این شده که چهار تا خانم کنار سفره نذری حضرت ابالفضل غیبت می‌کنند. رفته یک لبنانی که در خط مقدم انقلاب جهانی اسلام است را آورده، او را از آن درد بلند جهانی پاکیزه می‌کند. او را از لب مرز ظهور و نابودی استکبار آورده، آنوقت دردش را این قرار می‌دهد که چرا این دو نفر با هم قهر هستند؟!

متن کامل:در ادامه

مقدمه: شیوۀ مکر نفس بر علیه خوبی‌ها

نفس انسان مکّار است و این مطلب در روایات و ادعیه صریحاً و مکرراً ذکر شده است. حیله‌گری نفس در این است که هرگاه امر خوبی به او عرضه شود، به‌جای اینکه تسلیم آن خوبی شود و خودش را متناسب با آن تغییر دهد، با آن امر و توصیۀ خوب، مدرا می‌کند و آن را به شکل خودش در می‌آورد.

یکی از وجوه مکر نفس این است که وقتی دارویی را بر علیه او استفاده کنی، او این دارو را به تقویت‌کننده خودش تبدیل می‌کند. سمّی که به نفس می‌دهی که نفسانیت و هوای نفس را از میان بردارد یا لااقل تضعیف کند، این سمّ را به ویتامین تقویت‌کننده تبدیل می‌کند و خودش را با آن تقویت می‌کند.

یکی دیگر از وجوه مکر نفس این است که از هر جایی جلویش را بگیری، اگر ببیند با سُمبة پر زوری داری جلویش را می‌گیری، مانند یک جاسوس یا چریک، به ظاهر تسلیم می‌شود، اما بعد می‌رود از جای دیگر نفوذ می‌کند. وقتی انسان سدّی مقابلش قرار می‌دهد که دیگر حرکت نکند، به جای شکستن سد، می‌رود از جای دیگری خودش را نشان می‌دهد.

مثلا به نفس می‌گویی: «متواضع باش. تکبّر بد است.» وقتی می‌بیند در مقابل این حرف منطقی، که جو جامعه هم آن را تایید می‌کند و همه از تکبّر بدشان می‌آید، نمی‌تواند مقاومت کند، به خودش می‌گوید: «من دوست دارم همه من را بزرگ بدانند. ولی جامعه تکبر را ملامت می‌کند. عیبی ندارد. تواضع می‌کنم. و با تواضع خودم را بزرگ نشان می‌دهم.» همین تواضع را دستمایۀ ارضای خوی تکبر خودش قرار می‌دهد. و با تواضع کردن خودش را بزرگ جلوه می‌دهد.

لذا اگر حقیقتی مثل اسلام را هم به چنین انسانی بدهید، این انسان به گونه‌های مختلف این اسلام را به نفع خودش مصادره می‌کند. و این اسلامی که می‌خواهد نفسانیات انسان را کنترل کند، تا فطرت انسان شکوفا شود، در همان نفسانیات گیر می‌کند. نفس مکّار، اسلام عرضه شده را تغییر شکل می‌دهد، و از آن پس نفسانیاتش با مسلمانی جلوه می‌کند و با این اسلامِ تبدیل‌یافته، تغذیه می‌شود.

1. اسلام انقلابی رسوا کنندۀ اسلام متظاهرانه

غرض ما برای سخن گفتن از اسلام انقلابی چیست؟ غرض، مقابله با چهار مدل اسلام تحریف شده و رواج یافته است. یکی از این اسلام‌ها اسلام متظاهرانه است. مسلمانی که متظاهرانه مسلمانی می‌کند، با انقلابی بودن یا نبودن، محک می‌خورد. خصوصاً در شرایط امروز که برخلاف ابتدای انقلاب، شرایط اقضتای وجود یک جوّ انقلابی‌گری را ندارد.

مسلمانی متظاهرانه خیلی حال انسان را از اسلام به هم می‌زند. وقتی می‌گوییم اسلام انقلابی، یعنی مسلمانی متظاهرانه نداشته باش، انقلابی باش. انقلابی تظاهر نمی‌کند، انقلابی حاضر است حذف شود. شهید چمران نمونۀ یک انقلابی است. زمانی که مظلوم واقع شده بود، در نوشته‌اش به دوستانش می‌نویسد: «وقت‌تان را برای دفاع از من نگذارید، من اهمیتی ندارم. به کارهای خودتان برسید.»

هر کس خودش می‌خواهد بفهمد متظاهر است یا نه، ببیند انقلابی هست یا نه؟ اگر الان اهل احتیاط، ترمز دستی کشیدن، جا خالی دادن، سکوت و مماشات بود، اگر به سادگی یک حرکت انقلابی را تندروی معرفی می‌کند، و در زمانی که باید میان حق و باطل قضاوت و انتخاب کند، بین حق و باطل باقی می‌ماند و عدالت را در تعادل بین حق و باطل می‌داند، او یکی از علائم اسلام متظاهرانه را دارد. معلوم می‌شود تا حالا متظاهرانه مسلمان بوده.

البته اسلام متظاهرانه، با اسلام منافقانه یکی نیست. مسلمان متظاهرانه، به دنبال تظاهر کردن خوبی‌هایش است. تحمل حذف شدن و تحویل گرفته نشدن را ندارد. تحمل غریبی کشیدن را ندارد. چون عشق به اسلامش با عشق به تظاهرش عجین شده. مسمان انقلابی باید غریبی بکشد، و به همین دلیل با اسلام متظاهرانه سازگاری ندارد.

2.اسلام انقلابی فیام علیه اسلام منافقانه است

اسلام دیگری که مقابل اسلام انقلابی قرار دارد، اسلام منافقانه است. مردم ما هنوز مسلمانی منافقانه را تجربه نکرده‌اند و نشناخته‌اند. مسلمانی منافقانه این است مثلاً کسی در عرصة سیاست سال‌ها قشنگ‌ترین و بهترین حرف‌ها را علیه اسرائیل بزند، اما در روابط پنهانش بگوید من معتقد نیستم که باید با اسرائیل درگیر شد. ولی چون جو اقتضا می‌کند، من اینگونه می‌گویم. این خیلی نامردی است.

منافق را اصلاً نمی‌توان به این سادگی شناخت. او هر حرف حقی را که بگویی، به راحتی تأیید می‌کند و پشت پرده به راحتی علیه هر حرف حقی که در ظاهر قبول کرده، عمل می‌کند. اما بسیار حساب شده. بعضی‌ها که التقاط اندیش هستند و صریحاً دیدگاه التقاطی خودشان را می‌گویند، بعضی‌ها که غرب زده هستند و صریحاً غرب‌زدگی خودشان را می‌گویند، آنها منافق نیستند، آنها همین هستند که می‌گویند و نشان می‌دهند.

منافق ویژگی‌های عجیبی دارد. مثلاً رسول خدا می‌فرماید: منافق یکی از کارهایی که خیلی برایش راحت است، گریه کردن است. المُنافِقُ یَملِکُ عَینَیهِ یَبکی کما یَشاءُ(میزان الحکمه، ج12،حدیث20603). منافق اختیار چشمِ خودش را دارد. هر وقت بخواهد گریه می‌کند.

مردم ما هنوز منافق ندیده‌اند. سازمان مجاهدین خلق، منافق نبودند. آنها علناً با امام مخالفت می‌کردند. منافق کسی است که وقتی می‌گوید امام، اشک بریزد و در تمام مدت علیه خط امام کار کرده باشد و کار بکند. ما هنوز منافق را به صورت جدّی تجربه نکرده‌ایم.

و اما رفتار و مسلمانی منافقانه، کجا رسوا می‌شود؟ در مقابل اسلام انقلابی. وقتی اسلام انقلابی می‌خواهد محکم با دشمن محکم درگیر شود، اسلام منافقانه می‌گوید: «بالاخره نباید در درگیری با دشمن تندروی کرد. خطر دارد» و این محک را قرآن کریم آدرس داده است.(مائده، 51 تا 54؛ همچنین رک: تفسیر المیزان ذیل همین آیات) قرآن کریم می‌فرماید: منافق تحمّل مبارزة سخت با دشمن را ندارد، دلیلش را هم اینگونه بیان می‌فرماید: «نَخْشَى أَن تُصِیبَنَا دَآئِرَةٌ» به زبان ساده، یعنی می‌گوید: «ببینید، من می‌خواهم آنها الکی به ما ضربه نزنند. چرا الکی هزینه کنیم؟»

اسلام انقلابی ضد اسلام منافقانه است، البته اولاً نمی‌توان کسی را به نفاق متّهم کرد. مگر اینکه کسی اطلاعات بالایی داشته باشد. ثانیاً تعداد قابل توجهی از منافقین، نفاق ناخودآگاه دارند. و این در مباحث انسان‌شناسی مکانیزمی دارد که چطور می‌شود که انسان نفاق خودش را به دلیل توانایی که نفس انسان در ظاهرسازی و فریب خودش دارد، باور نمی‌کند.

3. اسلام انقلابی مقابل اسلام عافیت‌طلبانه

اسلام انقلابی مقابل مسلمانی عافیت‌طلبانه نیز هست. مسلمانی عافیت‌طلبانه چیست؟ نه دنبال تظاهر است و نه منش منافقانه دارد. بلکه رفاه‌طلب است. راحتی را همه دوست دارند. عیبی هم ندارد. اما وقتی رفاه‌طلبی بر اسلام‌طلبی غلبه کند، اسلام عافیت‌طلبانه شکل می‌گیرد. کسی که می‌گوید: من تا وقتی رفاهم لطمه نخورده مسلمان هستم، این یعنی او مسلمان نیست. بر همین اساس بود که امام حسین(ع) در مسیر کربلا فرمود: إنّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنیا ، و الدِّینُ لَعْقٌ على ألْسِنَتِهِم ، یَحُوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعایِشُهُم، فإذا مُحِّصوا بالبلاءِ قَلَّ الدَّیّانونَ (تحف العقول، حدیث245). بلا بعضی‌ها را از مسلمانی در می‌آورد و به نامسلمانی تبدیل می‌کند. بلا بعضی‌ها را تبدیل کرد به قاتل امام حسین(ع).

برخی از کسانی که به کربلا آمدند و با امام حسین(ع) جنگیدند، فقط تحمّل بلا نداشتند. همه چیز را قبول داشتند، بغض هم نداشتند، اما شمشیر می‌زدند، آنهایی هم که شمشیر نداشتند، سنگ می‌زدند. حتی برای غربت حسین هم گریه کردند(لهوف سید بن طاووس، ص134) پس چرا با حسین(ع) جنگیدند؟ چون یک شایعه شنیده بودند که یزید دارد با لشکرش می‌آید، تا کوفه را به دلیل بیعت با امام حسین(ع)، با خاک یکسان کند. طاقت بلا نداشتند. اینها مسلمانی عافیت‌طلبانه داشتند. عافیت خوب است، اما اگر عافیت‌طلبی از اسلام‌طلبی پیشی گرفت، وضعیت دیگری پدید می‌آید.

مسلمانی عافیت‌طلبانه مقابل اسلام انقلابی است. نمونه‌اش کربلا. ما چرا از اسلام انقلابی سخن می‌گوییم؟ برای اینکه می‌خواهیم ضدّ مسلمانی عافیت‌طلبانه قد علم کنیم. مسلمانی عافیت‌طلبانه با اسلام انقلابی محک می‌خورد و خودش را رسوا می‌کند. مسلمانی عافیت‌طلبانه، ظرفیت ضدّیت با اسلام را هم می‌تواند پیدا کند.

4. اسلام انقلابی مقابل اسلام صوفی‌گرایانه

چهارمین نوع مسلمانی که مقابل اسلام انقلابی قرار دارد، اسلام صوفی‌گرایانه است. عبارت «اسلام انقلابی» تعبیر حضرت امام است. در منشور روحانیت امام مهمترین ثمرۀ جنگ را استمرار اسلام انقلابی می‌داند: «... و از همه اینها مهمتر،[اینکه] استمرار روح اسلام انقلابى در پرتو جنگ تحقق یافت.»(صحیفه امام، ج21، ص283)

اسلام انقلابی مقابل مسلمانی صوفی‌مآبانه نیز هست. مسلمانی صوفی‌مآبانه هم یک نحوه تبدیل و تحریف اسلام است به آن چیزی که نفس می‌طلبد. نفس انسان به انسان می‌گوید: «ببین، من می‌خواهم لذت ببرم. من می‌خواهم کیفی داشته باشم که نفسم حال بیاید. حالا تو می‌خواهی مسلمان شوی، مسیحی شوی، یهودی شوی، کمونیست بشوی، گبر شوی، برای من فرقی نمی‌کند. من باید کیفم را بکنم.»

ذائقه بعضی‌ها اینگونه است که وقتی اسلام را به او معرفی می‌کنند، می‌گوید: «نمی‌شود ما از این اسلام، فقط آن وجهة عارفانه، معنوی و صوفی‌مسلکانه‌اش را بگیریم. و با آن حال کنیم. ذکری بگوییم و وردی. مستی کنیم و خوش باشیم؟ نمی‌شود بی‌خیال بقیه‌اش شویم؟» اما نفس به خودش می‌گوید: «این‌جوری که خیلی ضایع است. بقیة اسلام را چه کار می‌کنی؟» آنگاه نفس چاره اندیشی می‌کند. می‌گوید: «آن قسمت اندیشناک من کجاست؟ بیا تئوریزه کن!» آنگاه می‌آید با تئوریزه کردن، علیه بقیة ابعاد دین قیام می‌کند و دین را به یک دین حداقلی تبدیل می‌کند. و چقدر دینِ حداقلی صوفی‌مآبانه یک دینِ ضدانقلابی است. امروز برخی روشنفکرنماها اسلام صوفی مآبانه را ترویج می‌کنند. بعضی‌هایشان هم پشت ادبیات عرفانی پنهان شده‌اند و اسلام معنوی، عرفانی و حداقلی را ترویج می‌کنند. در اتاق فکرهای جنگ روانی‌شان می‌گویند ما باید روی اسلام صوفی‌مآبانه تأکید کنیم، تا عشق به مقدّسات، عشق به اسلام و معنویت جوانان ارضاء شود، و اسلام انقلابی بمیرد و نابود بشود.

از اسلام انقلابی خوشش نمی‌آید. چرا؟ می‌گوید: من به دلیل همین نفسانیتی که من را دعوت می‌کند به یک اسلام حداقلی و صوفی‌مآبانه و گرم و نرم، و یک اسلام یواشکی، من به همین دلیل از اسلام انقلابی نفرت دارم. آن وقت پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: رهبانیت امّت من در جهاد است؛ إِنَّمَا رَهْبَانِیَّةُ أُمَّتِی الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّه(امالی صدوق، ص66).

پیامبر گرامی اسلام(ص) در جای دیگری می‌فرمایند: تفریح و گشت و گذار جوان‌های امّت من در جهاد است؛ إنَّ لکلِّ اُمَّةٍ سِیاحةً ، و سِیاحةُ اُمَّتی الجِهادُ فی سبیلِ اللّه(میزان الحکمه، ج2، ح2830) اما اسلام عافیت‌طلبی می‌گوید: برویم پیک نیک. پیک نیک یک انقلابی یک کار جهادی است. پیک‌نیکش جبهه است، و الان که جبهه نیست، انقلابی‌گری.

البته با نکوهش عافیت‌طلبی، تفریح را مذمت نمی‌کنیم. تفریح کردن بد نیست، اما هر کسی، وقتی برای تفریح به باغ و بستان می‌رود، با آنچه عامل تفریحش است، تفریح می‌کند. آیا جُک عامل تفریحش است یا یک بحث انقلابی؟ یک انقلابی می‌رود باغ، یک گفتگوی انقلابی می‌کند، و برای نجات بشریت از ظلم، و نجات دین از تحریف نقشه می‌کشد، و با این گفتگوی انقلابی انرژی می‌گیرد.

بنابراین وقتی اسلام انقلابی می‌گوییم، منظورمان رد کردن کدام اسلام‌هاست؟ منظورمان رد کردن این چهار اسلام است.

حضرت امام، تندترین، سخت‌ترین و سهمگین‌ترین سخنانش علیه انواع مسلمانی غیر انقلابی بود، علیه اسلام مرفهین بی‌درد بود. علیه مسلمانان عافیت‌طلبی که درد ندارند. البته اسلام صوفی‌مآبانۀ بی‌درد هم داریم. کسی که درد ندارد، چه فرقی می‌کند که توجیه عافیت‌طلبانه کند، یا توجیه‌های دیگر: بالاخره وقتی مصلحت نیست، می‌گوید: «از ما کاری بر نمی‌‌آید» «هر کسی باید پایش را به اندازة گلیم خودش دراز کند»، «الان که شرایط برای اصلاح مهیا نیست، باید اصل اسلام را حفظ کنیم» بعد هم اشاره به خودش می‌کند. «ما نباید اسلام را در معرض خطر قرار بدهیم». یا توجیه‌های عافیت‌طلبانه می‌کند یا توجیه‌های صوفی‌مآبانه. به هر صورت، درد را باید از سینه‌اش بیرون ببرد. کسی که متظاهر است، درد اسلام در سینه‌اش نیست. کسی که منافق است، درد اسلام در سینه‌اش نیست. اما اسلام انقلابی، اسلام دردمندانه است.

در اسلام انقلابی این چهار ویژگی نیست. و کسی که مسلمان شد، اولا در معرض این چهار خطر قرار می‌گیرد. هر کسی مسلمان شد، باید مراقب این چهار خطر باشد. تولید این اسلام‌ها، توانایی نفس مکار انسان در دور زدن خوبی‌ها را نشان می‌دهد. به طوری که برای هر روحیه‌ای، اسلامی طراحی می‌کند که موید نفسانیات او باشد. اسلام انقلابی، کمک می‌کند مسلمان‌ها در مقابل عملیات فریب و مکر نفس، برای تحریف اسلام بایستند.

اسلام غیر انقلابی جذاب نیست

امروز گرایش جوان‌ها به اسلام از اول انقلاب و دوران دفاع مقدس بیشتر است، اما بالاخره بعد از سی سال هنوز بخشی از جوانان هستند که گرایش به اسلام در آنها نیست، و یا کم است. یکی از دلایل این عدم گرایش جوان‌ها به اسلام بعد از سی سال، و در عوض گرایش به هرزگی‌ها و برخی امور دیگر، این است که اسلامی که به آنها عرضه شده، اسلام غیرانقلابی است. اسلام غیرانقلابی جاذبه ندارد، گرم‌کننده نیست، آتش نیست که وجود انسان را شعله‌ور کند. اگر این اسلام وجود جوان را گرم و شعله‌ور نکرد، و او سعی کرد وجود خودش را با مِی گساری‌ها و هرزگی‌های دیگر پُر کند، گناهش به گردن کسانی است که اسلام انقلابی را معرفی نمی‌کردند. اسلام بدون جاذبه را معرفی می‌کردند. اسلامی که نمی‌تواند گرمابخش وجود یک جوان باشد.

اینقدر فیلم‌های اسلامی توسط متدینین ساخته شده، اما اسلام حداقلی را معرفی می‌کنند. در یکی از سخنرانی‌های بیت مقام معظم رهبری، عرض کردم: اگر دشمنانِ ما بدانند معرفی کردن اسلام غیرانقلابی چقدر به جوانان ما ضربه می‌زند، همة فیلم‌های مستهجن خودشان را جمع می‌کنند و شروع می‌کنند فیلم اسلامی ساختن، اما فقط اسلامی که از آن، امام حسین در نیاید، سیدالشهدا و کربلا و شهادت در نیاید.

فیلم‌هایی ساختند که در آن طلبه‌ای را می‌آورند، اخلاقی و معنوی حرف می‌زند و دعوت به معنویت می‌کند. آدم خوبی هم هست. اما درد دین در آن نیست. حتّی اسلامی که گاهی از اوقات درد مردم به صورت جزئی و صرفاً در حد یک مؤسسة خیریه، در آن هست، اما درد دین در آن نیست.

به تفاوت این دو دقت بفرمایید. آیا اگر کسی درد مردم را داشته باشد انقلابی است؟ بستگی دارد درد مردم را در چه اندازه‌هایی داشته باشد؟ اگر صرفاً در اندازه‌های یک مؤسسة خیریه باشد، و محدود به ناراحتی از درد چندتا یتیم و فقیر محلۀ خودش باشد، او انقلابی نیست. اما اگر بند کرد و گیر داد به علّت فقر همین یک دانه فقیری که در محلّه‌اش هست، یعنی با عوامل فقر مبارزه کرد و با اسرائیل جنگید، او انقلابی است. و الا آدمی که برای فقیر پول جمع می‌کند و می‌گوید این کار خوبی است، اما با اسرائیل نمی‌جنگد که علّت فقر فقراست، او راست نمی‌گوید. یتیم‌نوازی چمران قبول است، که با مسلسل مقابل صهیونیست‌ها می‌ایستد. او اگر موسسه خیریه بزند، درد مردمش قبول است. و الا کسی که اضافی مالش را در مؤسسه خیریه می‌گذارد، اما کینۀ اسرائیل را به دل نمی‌گیرد، آیا چگونه درد مردم دارد؟

اسلام انقلابی سرش کلاه نمی‌رود. فیلمی که دعوت به اخلاق می‌کند، باید دید چگونه دعوت به اخلاق می‌کند؟ ریشة بداخلاقی، صهیونیزم و استکبار جهانی است. اگر از این فیلم، مرگ بر آمریکا در نمی‌آید، این اخلاق بازی و صوفی‌مسلک‌بازی است. اصلاً تابه‌حال برایتان سؤال پیش آمده که چرا سهمگین‌ترین کلمات حضرت امام(ره) علیه انواع اسلام‌هاست؟!

الان اگر مسلمانی در آمریکا بخواهد مؤسسه خیریه یا مسجد بزند، کمال همکاری را با او می‌کنند. حتی در برخی از ایالت‌ها، شهرداری تا شعاع 200 متری مسجد، اجازۀ برپایی قمارخانه، دانسینگ و ... را نمی‌دهد. چون دولت تصمیم دارد از یک مسجد، معبد، کلیسا، کنیسه، حمایت کند. آن وقت برخی انسان‌های نادان و ظاهربین هم می‌گویند: «آنها به معنویت بها می‌دهند.» این همان اسلامی است که حضرت امام اسمش را می‌گذاشت اسلام آمریکایی. این همان اسلامی است که هدفش دور نگهداشتن مردم از اسلام انقلابی و به خاک سپردن اسلام ناب و اصیل است.

آنوقت هنر را حضرت امام چگونه تعریف می‌کرد؟ تعریف‌های امام از هنر خیلی عجیب است. می‌فرماید هنر باید ضد استکبار باشد: «هنری زیبا و پاک است که کوبندۀ سرمایه‌داری مُدرن و کمونیسم خون‌آشام و نابودکنندۀ اسلامِ رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی‌درد، و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد.» (صحیفه امام، ج21، ص429.) یعنی هنر باید ضد استکبار باشد، یعنی اصلاً هنر کار دیگری غیر از این ندارد. حضرت امام درد را از این کمتر نمی‌گفت.

می‌گوید من دردم آمده است می‌خواهم هنرمندی کنم. وقتی دردش را نگاه می‌کنی، می‌بینی در سطحی‌ترین و نازل‌ترین موضوعات مانده است. خدایا این درد است؟ دردش این شده که چهار تا خانم کنار سفره نذری حضرت ابالفضل غیبت می‌کنند. رفته یک لبنانی که در خط مقدم انقلاب جهانی اسلام است را آورده، او را از آن درد بلند جهانی پاکیزه می‌کند. او را از لب مرز ظهور و نابودی استکبار آورده، آنوقت دردش را این قرار می‌دهد که چرا این دو نفر با هم قهر هستند؟! به هر حال این همه سلیقه‌ای است دیگر. گفت: سلیقه‌اش من را کُشته.

با اسلام انقلابی می‌توان سرمست شد

البته اگر هم کسی امام را قبول نداشته باشد، ما عقلانی از امام دفاع می‌کنیم. ما نسبت به امام تعبد نداریم، عقلمان هم همین را می‌گوید. امام برای ما معبود نیست، معقول است. کسی فکر نکند اینها چشم بسته خودشان را به امام بسته‌اند و دیگر تکان نمی‌خورند. نخیر. عقل ما هم همین را می‌گوید. ما وقتی از امام سخن می‌گوییم، می‌خواهیم سرعت انتقال مفاهیم را افزایش دهیم. اما اگر برای کسی جا نمی‌افتد، ما خودمان عقلانی و با تحلیل از امام و اندیشه‌های او دفاع می‌کنیم. اسلام انقلابی یک اسلام لذت‌بخش و شورآفرینی است که اگر این اسلام را عرضه کرده بودیم جوان‌های ما الان عشق به اسلامشان هزاران برابر بیشتر بود. با اسلام انقلابی می‌توان پایکوبی کرد. با اسلام انقلابی می‌شود عالمی را به وجد در آورد. با اسلام انقلابی می‌توان سرمست شد. با اسلام انقلابی می‌توان خود را فراموش کرد. مردم چرا مستی می‌کنند؟ چون می‌خواهند خودشان را فراموش کنند. خدا با عبارت‌های مختلف می‌خواهد به انسان بفهماند که: «بابا! با دین این کار را بکن. با اوج عرفان، که اسلام انقلابی است خودت را فراموش کن. اصلاً دیگر خودت را در نظر نگیر. خودت را نبین.»

این یک مهارت است که انسان بتواند خودش را نبیند. کسب این مهارت، تمرین می‌خواهد. و اسلام انقلابی این تمرین را به آدم می‌دهد. تمرین کنید هیچ‌وقت خودتان را نبینید. آدمی که خودش را می‌بیند حسود می‌شود، بخیل می‌شود، ...

جوانی که خودش را می‌بیند، وقتی جوان دیگری با ماشین آخرین مدل از مقابلش رد می‌شود، تا ماشین را می‌بیند، می‌گوید: «من کِی می‌توانم...» بابا تو خودت را چرا نگاه می‌کنی؟ آن را نگاه کن. چه ماشین خوشگلی است. تو هر چیزی را می‌بینی، خودت را در آن می‌بینی. اصلاً خودت را نگاه نکن. وقتی که خودت را نگاه می‌کنی عصبانی می‌شوی، افسرده می‌شوی، حسود می‌شوی. تمرین کنید هیچ وقت خودتان را نگاه نکنید. در معنویات هم خودتان را نگاه نکنید. می‌گوید:«خدا من را می‌پذیرد؟» بابا! چرا دوباره یاد خودت افتادی؟ خودت را نگاه نکن! خدا را نگاه کن! ببین چقدر قشنگ است. دیگر به بقیه‌اش چه کار داری؟

اگر خودتان را نگاه نکنید از تمامی رذائل راحت می‌شوید و این یک مهارت و تکنیک است. تمرین می‌خواهد. پدر و مادرها در تربیت فرزند، خودشان را نگاه نکنند، بچه‌ها در روابط‌شان با پدر و مادر، خودشان را نگاه نکنند، زن و شوهر در روابط‌شان با همدیگر خودشان را نگاه نکنند. یک لحظه تصور کن ببین چه اتفاقی می‌افتد؟ خودت را نگاه نکنی یعنی مدام باید ببینی او چه می‌خواهد؟ یعنی او را نگاه می‌کنی خودت را نگاه نمی‌کنی. تا می‌گویی من ناراحت شدم، یعنی خودت را نگاه کردی که ناراحت شدی. اما اگر برای او ناراحت شده باشی، این خیلی قشنگ است. و مراقب باشیم خودمان را هم فریب ندهیم.

اسلام انقلابی موجب می‌شود آدم خودش را نگاه نکند. و این مانند شراب مست‌کننده است، چون شراب هم لذّتش به این است که آدم لحظات خودش را نگاه نمی‌کند. اینکه آدم خودش را نگاه نکند، خیلی سرمست کننده است.

انقلابی خودش را نمی‌بیند

من معتقدم ابالفضل العباس می‌دانست وقتی کنار نهر علقمه می‌رود، نه تنها برنمی‌گردد، بلکه دست‌هایش را هم می‌دهد. می‌دانست باب الحوائج می‌شود، می‌دانست حسین بالای سر او می‌فرماید: «فدایت بشوم برادرم، الْآنَ انْکَسَرَ ظَهْرِی وَ قَلَّتْ حِیلَتِی» همة اینها را می‌دانست، مقام معنوی خودش را هم خبر داشت. اما نگاه نمی‌کرد. خودش نبود. خودش را نمی‌دید.

حضرت زهرای مرضیه(س) خودش را نگاه نکرد. فقط علی را نگاه می‌کرد. کافی بود از علی یک کمی با مماشات دفاع کند. خودش را کمی از علی کنار بکشد، ... اما فاطمه برای علی پرپر زد، جیغ کشید، شیون زد، ضجّه زد. بلند شد صدا زد: فضه علی را کجا بردند؟ اصلاً کسی را غیر از علی نمی‌بیند، کسی را غیر از علی نمی‌خواهد ببیند. عشق اینجا دیده می‌شود، خودش را نمی‌بیند. در میان نامحرمان کمربند علی را گرفت...

می‌خواستند بی‌احترامی‌هایشان را ماست‌مالی کنند. با احترام به قصد عیادت آمدند. گفتند: بانوی جهان اسلام است. می‌خواهیم از او عیادت کنیم. فرمود: به خدا قسم دیگر نمی‌خواهم اینها را ببینم. می‌دانستند فاطمه خودش نیست. می‌دانستند علّت وجودش علی است. علّت موافقتش و مخالفتش علی است. سر راه علی را گرفتند، گفتند می‌خواهیم به عیادت فاطمه برویم، خانم اجازه نمی‌دهد.

علی به خانه آمد. با چه دلی، درخواست آنها را به خانم گفت. باز صدا زد: علی جان به خدا قسم نمی‌خواهم اینها وارد خانة تو شوند. آقا فرمود: فاطمة من، دوست ندارم کسی من را شفیع قرار می‌دهد، دست رد به سینه‌اش بزنم. یعنی: فاطمه، نرخ علی را نشکن.

فاطمه که خودش نیست. تا حرف دل علی را شنید، گفت «من کنیز تو هستم.» (*) یعنی از کنیز که آدم اجازه نمی‌گیرد. «خانه هم خانة توست» اصلاً چرا از من اجازه می‌گیری؟ فدایت بشوم، من برای تو می‌میرم، اصلاً فاطمه خودش را نگاه نمی‌کند.
«الا لعنة الله علی القوم الظالمین»

(*) کتاب سلیم بن قیس، حدیث 48؛ خصائص الفاطمیه، محمد باقر کجوری، ج1،ص191.



موضوع مطلب :
پیام حضرت آیت الله خامنه ای در همایش بزرگداشت آیت‌الله میرزاجواد آقا تهرانی قرائت شد

 

به گزارش سرویس فرهنگی هنری برنا به نقل از پایگاه اطّلاع رسانی آستان مقدّس حضرت عبدالعظیم الحسنی، متن پیام مقام معظم رهبری درباره آیت‌الله میرزاجواد آقا تهرانی در مراسم بزرگداشت این روحانی بزرگوار قرائت شد، که به شرح زیر است:
متن این پیام بدین شرح است:
با تأثّر و تأسّف، خبر ارتحال عالم مجاهد و فقیه پرهیزگار و عبدصالح، آیت الله آقای حاج میرزجوادآقاتهرانی (رضوان الله تعالی علیه) را دریافت کردم، آن عالم بزرگوار و پارسا، حقّا از زمره انسان های والا و برجسته ای بود که عمر خود را در بندگی خدا و خدمت به خلق و مجاهدت در راه دین گذرانیده و با بیان و قلم و قدم، در طریق جلب رضای الهی گام برداشت.
سالیان دراز، حوزه علمیّه مشهد را با درس فقه و تفسیر و عقاید، رونق بخشید و طلّاب و فضلای زیادی را مستفیض گردانید.
در مقاطع گوناگون از سالیان مرارتبارنهضت اسلامی و بخصوص در حوادث دوران پیروزی انقلاب، پشتیبان و همراه مبارزین و مایه دلگرمی آنان بود.
پس از پیروزی انقلاب نیز در صحنه های بسیار مهم و حسّاس، باحضور مؤثّر و با برکت خود، انقلاب را تقویت کرد و از جمله در سالهای جنگ تحمیلی، مکرّر لباس رزم پوشید و با وجود کهولت سن، در صحنه نبرد، پیشوا و همگام جوانان مجاهد فی سبیل الله شد.
رحلت آن بزرگوار، ضایعه ای برای حوزه های علمیّه ومصیبتی برای آشنایان به منزلت علمی و عملی این عالم جلیل القدر است.
این جانب به همه علمای اعلام و مردم مشهد و دیگر ارادتمندان و دوستداران آن عالم جلیل و مخصوصا خانواده محترم و فرزندان مکرّم ایشان تسلیت عرض می کنم و از خداوند متعال رحمت و علوّ درجات برای ایشان مسالت می نمایم.
سیدعلی خامنه ای



موضوع مطلب :
۱۳۸٩/٢/۳۱ :: ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ ::  نويسنده : علی

دست فرصت‌طلبان و اهانت کنندگان به مذهب از دانشگاه‌ها کوتاه شود

 

به گزارش خبرنگار برنا در قم، آیت الله جعفر سبحانی، رییس موسسه امام صادق (ع) در نامه‌ای به وزیر علوم با انتقاد از درج مطالبی موهن در نشریه دانشجویی سپهر اندیشه وابسته به دانشگاه پردیس قم، خواستار برخورد قاطع مسئولان این وزارتخانه با فرصت‌طلبان شد.
متن این نامه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور انور جناب آقای دکتر کامران دانشجو
وزیر محترم علوم و تحقیقات و فن آوری
با اهداء سلام و درخواست توفیق بیشتر
تصدیع می دهد؛ تصور می شد که پس از گذشت فزون از سی سال انقلاب اسلامی، مراکز آموزش عالی از نظر استاد و برنامه در سطح مطلوبی قرار گرفته است ولی بر خلاف این اندیشه در پردیس قم وابسته به دانشگاه تهران در کنار حوزه علمیه قم، مجله ای به نام سپهر اندیشه چاپ و توزیع شده است که در آن به فقه و اصول اساسی اسلام و نظام سیاسی آن اهانت شده است.
اینک نمونه هایی از اهانت:
1. فقه سیاسی یا اصلا فقه در فضای کنونی در این جریان شکست خورده است. چون با اجبار و فشار اعمال می شود، امکان نقد خودش را هم از دست می دهد.
2. نظر شخصی خود من این است که پیامبر، در نهایت به تعبیر امروز، اراده سیاسی را اعمال نکرد و این مساله را که بگوید، جانشین من کیست مبهم گذاشت چون نمی شد آن را حل کرد.
3. ایران امروز همان ویران دیروز است که کمی بزک شده است.
4. تمام این جملات، با تعبیرهای بیشتر در گفتگوی دکتر حاتم قادری و سید صادق حقیقت آمده است(ص21 تا 26 نشریه، سال دوم، شماره سوم-چهارم، زمستان 88 و بهار89)
در مقالات دیگر نیز از این اهانت ها فراوان است ، مثلا در صفحه 5 دارد؛
هنوز هم اگر رعیت مدرن امروز بخواهد از حقش بگوید و آن را طلب نماید باید در انتظار تیغ آغا محمد خان و چکمه رضاخان بنشیند اما این بار در هیاتی مردم دارانه و متشرعانه.
تصور می کنم در اثر غفلت چند ساله سکولاریسم در این دانشگاه لانه کرده و ذهن جوانان پاک ما را که با ایمان وارد دانشگاه می شوند، و به صورت دیگر تحویل جامعه می شوند، آشفته کرده است.
نوع نویسندگان این مجله انسان های مساله داری هستند مثلا:
در صفحه 55و56 مقاله ای تحت عنوان «تغییر برای برابری یا اعتراض یک نابرابری ابدی»، مقاله ای از «شهرزاد همتی، روزنامه نگار و عضو کمپین یک میلیون اعضا» آورده است که سراسر بر ضد قوانین اسلام در مورد زنان است و همه آنها را تبعیض آمیز بر ضد زنان می شمارد.
در صفحه 57 در مقاله ای با عنوان «یادی از نهضت نسوان» به دفاع از فمینیسم با تمایلات سوسیال دموکراسی مطرح شده است.
از صفحه 59 به بعد تحت عنوان ادبیات آوانگارد، به تجلیل از شعرای چپ گرا و داستان نویس و ادیبان این گونه می پردازد.
البته همه این بحث ها زیر پوشش «مدرنیته» توجیه شده و همه حملات خود را به اسلام و نظام اسلامی در جای جای مجله، زیر این سرپوش مخفی کرده اند.
از صفحه 9 تا 12 در مقاله ای تحت عنوان «جایگاه مذهب در اندیشه ماکیاولی» دین را در خدمت سیاستمداران فاسد برمی‌شمارد و می‌گوید: فایده بزرگ مذهب در این است که مردان خوب و یا راسارا... که سرانجام به نفع دولت تمام می شود.(ص12 مجله)
در نظام پیشین هیچگاه در نشریات دانشگاهی به این صراحت بر دین و مذهب نمی تاختند و فقط در نشریه های توده ای آن هم به صورت غیر قانونی چاپ می شد.
و عجیب این است که رییس دانشگاه و حراست و دیگر نهادهای نظارتی، در مقابل این هتاکی ها، مهر خاموشی برلب زده و کاری صورت نمی دهند.
از حضرت عالی خواهشمندیم برای هدایت جوانان متاثر از این مقاله ها فکری بکنید تا شبهات آنها برطرف شود و از اساتید متعهد دعوت شود که با برگزاری کرسی آزاداندیشی و نظریه به این شبهات و اندیشه های نادرست پاسخ دهند. و اساتید رشته تخصصی کلام اسلامی موسسه امام صادق (ع) برای بحث های هدایت گرانه کاملا آماده اند و دست این افراد فرصت طلب را که از پشت بر دین و نظام خنجر می زنند از آغوش آموزش عالی کوتاه بفرمایید.
با تقدیم احترام
جعفر سبحانی



موضوع مطلب :

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: حضرت آیت‌الله بهجت (ره) تاکید داشتند تا مجلس به دنبال نظر ولایت فقیه باشد.

به گزارش خبرگزاری فارس از فومن، حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی آقاتهرانی عصر پنجشنبه در مراسم سالگرد حضرت آیت‌الله بهجت در مسجد بالامحله این شهرستان با ذکر خاطراتی از آیت‌الله بهجت درباره مجلس افزود: به بنده پیشنهاد نمایندگی مجلس را داده بودند که بنده در این زمینه با آیت‌الله بهجت مشورت کردم و ایشان خطاب به بنده فرمودند که مجلس محل عناوین ثانویه است نه عناوین اولیه‌ و شما باید دقت کنید اگر به حرام نمی‌افتید آن مسئولیت را قبول کنید.

وی ادامه داد: باید دقت شود که مجلسیان در نهایت به نظر ولی فقیه برسند و نمایندگان ابتدا به نظرات ولی فقیه در زمینه‌های مختلف آشنا شوند.

تهرانی با بیان اینکه آیت‌الله بهجت تاکید داشتند تا مجلس به دنبال نظر ولایت فقیه باشد، تصریح کرد: ولایت فقیه در همه امور‌ می‌تواند دخالت کنند.

وی افزود: در سال 42 که اوایل نهضت انقلاب بود حضرت امام خمینی (ره) بارها برای مشورت مسائل مختلف به نزد آیت‌الله بهجت می‌رسیدند و آن مرجع عالی‌قدر شیعه به ایشان می‌فرمودند که شما باید رٱس این هرم یعنی شاه را مورد حمله قرار دهید و کاری کنید که از این مملکت فرار کند.

نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به اینکه جوانان امروز وظیفه دارند خودساخته شوند و از هوی نفس خود مراقبت ویژه کنند افزود: این مرجع عالی‌قدر همواره تاکید بر سلامت نفس داشتند و همگی را توصیه به رفتار شایسته می‌کردند و اعتقاد داشتند که ظهور حضرت ولی عصر (عج) نزدیک است و همه باید خود را برای ظهور آن حضرت آماده کنند.

وی از جوانان خواست تا مسئله گناه را جدی بگیرند زیرا ظهور ولی عصر (عج) جدی است.

تهرانی درباره حجاب خاطرنشان کرد: امروز بانوان نقش بسیار مهمی در سلامت جامعه و ایجاد زمینه ظهور دارند و باید با حجاب خود بد‌حجابی را محکوم کنند.

وی اطاعت از فرامین مقام معظم رهبری را مورد تاکید قرار داد و اظهار داشت: هر حادثه‌ای که در فتنه‌ها رخ می‌دهد شخص ولایت فقیه را نشانه می‌رود و دشمن هم امروز رٱس هرم ما یعنی ولی فقیه را نشانه رفته است.



موضوع مطلب : آیت‌الله بهجت / ولایت فقیه
۱۳۸۸/٩/٢۱ :: ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : علی



موضوع مطلب :
آن آقایی که ادعای دوستی با رهبری دارد امروز تدارکاتچی دشمن شده است

 

آیت الله "سید احمد علم الهدی" که در اجتماع مداحان اهل بیت در مهدیه تهران سخن می گفت، با بیان شباهت های موقعیت سیاسی کنونی کشور با موقعیت حضرت مسلم در شهر کوفه، به بیان ویژگی های گروه های مختلف سیاسی در کشور پرداخته و از نخبگان هیات های مذهبی خواست در این برهه حساس تاریخ انقلاب اسلامی، رسالت تاریخی خود را انجام دهند.

به گزارش رجانیوز، آیت الله علم الهدی که جمعه شب در جمع پر شور نخبگان و مادحان هیات‌های مذهبی در مهدیه تهران سخن می گفت، با اشاره به شرایط سیاسی کشور تصریح کرد: "امروز مقام معظم رهبری در شرایط و مظلومیتی قرار دارند که حضرت مسلم ابن عقیل در کوفه قرار داشت".

امام جمعه مشهد افزود: ‌سه گروه در آن روزگار، در جبهه مقابل حضرت مسلم قرار گرفتند. عده ای رودرو در قالب نیروهای محمد بن اشعث با حضرت مسلم جنگیدند، اما عده ای هم در آن روزگار تدارکاتچی لشکر مقابل حضرت مسلم ابن عقیل بودند، عده ای که در برهه ای ادعایی دوستی با اهل بیت و حضرت مسلم را هم داشتند به تدارکاتچی لشکر محمد ابن اشعث تبدیل شدند، عده ای هم تنها در گوشه ای ایستادند و برای آنکه در این نبرد هزینه ای پرداخت نکنند به تماشا ایستادند."

وی در ادامه با مقایسه شرایط آن دوره با شرایط کنونی عنوان داشت، امروز هم عده ای در قالب "فتنه سبز" بی رحمانه و با تمام قوا در مقابل رهبری این نظام ایستاده اند.

آیت الله علم الهدی خطاب به سران فتنه افزود: " انتخاباتی برگزار شد، انواع و اقسام حیله ها و منکرات را به کار گرفتید ولی باز هم مردم شما را در آن انتخابات شناختند، خدعه شما را شناختند و شما را انتخاب نکردند، تقصیر مقام معظم رهبری چه بود، حال باید جمع شوید، لشکرکشی کنید؟ از این خیابان به آن خیابان و از این دانشگاه به آن دانشگاه؟ توهین به رهبری و به حضرت امام بکنید؟"

علم الهدی با اشاره به دو دسته دیگر گفت: این دسته اول دشمن هستند و از دشمن انتظاری جز دشمنی نیست، اما حرف ما با دو دسته دیگر است که امروز تدارکاتچی دشمن هستند.

وی با بیان مشخصات یکی از این دو دسته، آنها را افرادی دانست که علی رغم ابراز علاقه نسبت به نظام و انقلاب، با رفتار و گفتار خویش، عملا لشکر دشمن را تدارک می کنند و ادامه داد: امروز طرف ما تدارکاتچی هایی هستند که خود را همسنگر رهبری می دانند، امروز هم می گویند ما مخلص رهبری هستیم، ولی تدارکاتچی لشگر "محمد ابن اشعث" شده اند و برای دشمن تدارک می کنند.

وی در ادامه با انتقاد از این رویکرد گفت: "این افراد که سابقه همسنگری با رهبری را نیز دارند، نباید تدارکاتچی دشمن شوند."

امام جمعه مشهد با اعلام اینکه "وقتی یک حزب ضعیف که دست دردست آمریکا و انگلیس دارد تشکیل می شود، آنگونه با آب و تاب به آن بها می دهند و مدعی می شوند، حال چه می شود یک تشکلی مثل بسیج که دنباله رو رهبری است را بیایید بکوبید و به آن اهانت کنید، آنوقت بگویید من دوست دار رهبری هستم؟!

علم الهدی با انتقاد از بی تقوایی برخی رسانه ها در تحریف سخنانش پیرامون هاشمی رفسنجانی گفت: " بنده چندی قبل در یک سخنرانی، با اشاره به وابستگی برخی چهره ها به نظام، از اینکه این چهره ها امروزتدارکاتچی های دشمن شده اند گله کردم که نکاتی از سخنانم تحریف شد. این جنگ بی رحم رسانه ای آمده فقط سخنان من در مورد وابستگی این آقا به نظام را بیان کرده ام را منتشر کرده است. "

علم الهدی گفت: " بنده همچنان هم معتقدم که آن آقایی که مخاطب صحبت من بود، وابسته به نظام بوده اما امروز با سخنان خود تدارکاتچی دشمن هستند."

وی در توصیف دسته سوم، این دسته را افرادی دانست که در مقابل هجمه به رهبر انقلاب و ارزش های انقلاب اسلامی تنها نشسته و تماشا می کنند و با گرفتن ژست های دموکراتیک مآبانه، تصور می کنند که افراد بی دین به دنبال آنها به راه خواهند افتاد. وی با گلایه از این دسته، گفت: "این افراد نسبت به مسائل رخ داده در کوی دانشگاه اظهار نارضایتی می کنند اما درخصوص جرم بزرگ زیر سوال بردن انتخابات چیزی نمی گویند." وی افزود: در جریانات پس از انتخابات تعدادی بسیجی شهید شدند، چرا در این مورد صحبت نمی کنید.

علم الهدی خطاب به این افراد افزود: از شما که اعتبار خود را مدیون انقلاب هستید و منشا قدرت و اعتبار سیاسیتان دامان رهبری بوده است، شما که اگر اگر کلام گهربار مقام معظم رهبری شما را "فرزانه" معرفی نمی کرد،به این موقعیت سیاسی نمی رسیدید، پس حال که رهبری مورد تهاجم است چرا اینگونه عمل می کنید؟ با یک ژست دموکراتیک، به دنبال کمیته تشکیل دادن هستید؟

وی از افرادی که واقعا دوست نظام هستند خواست با بصیرت، سوژه عملیات روانی اردوگاه لامذهب های خیابانی نشوند.

امام جمعه مشهد گفت: اینکه برخی افراد به دلیل ترس از متهم شدن، صحبتی نمی کنند، گرفتار شدن در جنگ نرم است و باید حواسمان را جمع کنیم سوژه عملیات روانی نشویم.

وی با اشاره به برخی اظهار نظر ها گفت: " امروز اگر به بنده برچسب خشونت، برخورد، عبوسی و بداخلاقی زده می شود، برای این است که از یک طرف من را برای اینکه دیگر از این برچسب ها نخورم، از اظهار نظر بازدارند و از طرفی شما را نیز تحت تاثیر قرار دهند که اگر سخنان مرا شنیدید این احساس به شما دست بدهد. باید بسیار مراقب بود که در این موارد سوژه عملیات روانی دشمن قرار نگرفت.

وی خطاب به مداحان حاضر در جلسه گفت: شما باید به صورت جدی وارد خدمت شوید و اگر حساسیتی درمقابل این جریان ها نداشته باشید، امام حسین نوکری شما را نمی خواهد.

امام جمعه مشهد مقدس با اشاره به جنگ نرم و لزوم بصیرت در مقابل این جنگ گفت: دشمن همه امکانات خود از قبیل رسانه ها، اینترنت و ماهواره را برای تهاجم بسیج کرده است.
وی خطاب به مداحان گفت : باید حواستان جمع باشد گرفتار جنگ نرم دشمن نشوید و با محافظه کاری حرفهایتان را نزنید.

علم الهدی با بیان اینکه در ذهن مردم از زینب و امام حسین(ع) خواهر و برادر معمولی نسازید بلکه در نظر داشته باشید که یک طرف امام زمان است، گفت: حضرت ابوالفضل(ع) ، مجسمه تقوی و ایثار است و نباید آن ‌را در غالب شوالیه به مردم نشان دهید.

وی با بیان اینکه "نصرانی هایی که وحی و نبوت را قبول نداشتند، در جریان مباهله با دیدن سیمای آسمانی امام حسین(ع ) و پنج تن آل عبا تحت تاثیر قرار گرفتند و از مباهله منصرف شدند"، خطاب به حاضران در این جلسه گفت: شما باید چهره ای که از امام حسین(ع) به مردم جلوه می دهید، همچون جریان مباهله تاثیر گذار باشد.
وی ادامه داد: ‌"با این نبوغی که دارید می توانستید هنرمند و خواننده شوید اما حضرت ابوالفضل(ع) شما را انتخاب کرده و این لطف و درجه ای است که با هیچ چیزی قابل معاوضه نیست".



موضوع مطلب :
۱۳۸۸/٩/٢۱ :: ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : علی

در حالی که سایت اینترنتی نزدیک به میرحسین موسوی اعلام کرده بود امروز حامیان موسوی در دانشگاه تهران در راستای محکوم کردن توهین به ساحت امام خمینی (ره) تجمع خواند کرد اما حامیان موسوی بدون آنکه شعاری در این رستا سر دهند و یا حتی تصاویری از امام راحل در دست داشته باشند،تصاویر منتظری را در دست چرخاندند و شعار "آزادی آزادی" سر دادند.

به گزارش شبکه ایران، ظهر امروز نزدیک به 200 نفر از حامیان میرحسین موسوی در دانشگاه تهران تجمع کردند و به سر دادن شعارهایی علیه نظام پرداختند.

این افراد همچنین با در دست داشتن تصاویری از حسینعلی منتظری که امام راحل او را "فاسق" نامیده و از مقام خود عزل کرده بودند، شعار "آزادی آزادی" سر دادند.

این در حالی است که "سایت کلمه" نزدیک به میرحسین موسوی اعلام کرده بود که تجمع امروز حامیان موسوی در دانشگاه تهران در اعتراض به هتک حرمت به امام راحل (ره) انجام خواهد شد.

با این حال تجمع کنندگان نه تنها در محکوم کردن بی حرمتی به ساحت رهبر کبیر انقلاب سر ندادند، بلکه حتی هیچ تصویری از امام خمینی (ره) در دست نداشتند و حاضر نشدند از امام راحل نامی بیاورند.

این در حالیست که روزنامه جمهوری اسلامی در مصاحبه ای که آن را به نام میرحسین موسوی منتشر کرد، نوشت که وی درخصوص این اقدام افراطی حامیان خود گفته است: کسانی که به اینجانب محبتی دارند هرگز کوچکترین اهانت به حضرت امام خمینی را جایز نمی‌دانند و حفظ حرمت امام را واجب می‌دانند.

بدین ترتیب اقدام امروز افراطیون را می‌توان به مثابه پیام دیگری از سوی افراطیون برای موسوی در نظر گرفت که می‌تواند وی را وادار کند تا در آینده پیش از آنکه بیانیه‌ای صادر کند کمی به عواقب آن بیندیشد



موضوع مطلب :
۱۳۸۸/٩/٢۱ :: ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : علی

اعضای طیف غیرقانونی علامه در واکنش به بازداشت مجید توکلی، از حامیان جنبش سبز خواسته است تا از خودشان با لباس زنانه عکس بگیرند و آن را در فضای اینترنتی منتشر کنند.



موضوع مطلب :
۱۳۸۸/٩/٢۱ :: ۱:۱٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : علی

رهبر ما زنده باد       خمینی پاینده باد



موضوع مطلب :
۱۳۸۸/٩/٢۱ :: ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ ::  نويسنده : علی

تلاش برای جابجا کردن متهم اصلی در هتک حرمت به ساحت امام راحل

موسسه تنظیم ونشر آثار امام و نواختن شیپور از سرگشاد آن

هتک حرمت به ساحت حضرت امام ره در مراسم روز دانشجو که در رسانه های داخلی و خارجی به صورت گسترده‌ای بازتاب داشت، در حالی موجی از خشم و نفرت مردم ایران و گروه ها و تشکل های مختلف حوزوی و دانشگاهی را به دنبال داشته است، که یکی از اصلی ترین نهادهای مسئول پاسداشت اندیشه و حفظ حرمت امام راحل، که با ردیف بودجه ای کلان سال هاست به این نام مشغول فعالیت است، در اقدامی سوال برانگیز، به جای اعتراض به هتاکان حضرت امام به منتشر کنندگان این خبر اعتراض واداشته است!

به گزارش رجانیوز، پس از انتشار تصاویر هتک حرمت حضرت امام ره در رسانه ها و صدا وسیما، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) با انتشار نامه ای که بیشتر به بیانیه حزبی یک گروه سیاسی خاص شباهت داشت و از اشتراک گفتمانی با نامه روز گذشته کروبی در همین رابطه برخوردار بود، به جای اعتراض به هتک کنندگان حرمت حضرت امام(ره) به عنوان متهمان اصلی این افتضاح ازئیس صدا وسیما به دلیل انتشار این خبر انتقاد کرده و سعی کرد صدا و سیما را متهم این ماجرا معرفی کند!

این نامه که به قلم حمید انصاری، قائم مقام این موسسه نوشته شده است، با ادبیاتی شبیه به ادبیات وکیل مدافع هتاکان، ابتدا منکر هتک حرمت نسبت به حضرت امام شده و بیان می کند: " نخست آنکه آنچه از گزارشهای مختلف افرادی که در صحنه‌های تلخ روز دانشجو در دانشگاههای مختلف حضور داشته‌اند، استفاده می‌شود آن است که موضوع بدان گونه که در برنامه تلویزیون نشر یافته، نبوده و علیرغم آنکه در این روز بعضا شعارهای ساختار شکنانه دیگری، با کمال تاسف مطرح شده، اما هتک حرمتی نسبت به ساحت امام خمینی (س)گزارش نشده است."

انصاری در بخش دیگری از نامه اش با انتقاد از صداو سیما به دلیل انتشار این تصاویر، می نویسد: " نکته حائز اهمیت آن است که هیچ‌ یک از شبکه‌های خارجی و رسانه‌های دیداری و نوشتاری- علی ما نقل- چنین مطلبی را انعکاس نداده‌اند و این اشتباه تنها مخصوص صدا و سیمای جمهوری اسلامی است." و این در حالی است که بسیاری از این تصاویر از شبکه های خارجی از جمله العربیه و الجزیره در روزهای پیش از این منتشر شده بود.

در همین حال و با وجود آنکه موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) وجهه همت خود را به انتقاد از منتشر کنندگان این تصاویر گذاشته است، در هیچ بخشی از این نامه به هتاکان حضرت امام(ره) ، و زمینه های فکری و سیاسی این هتاکی ها در سال های گذشته اشاره ای نکرده و از آن انتقادی به عمل نیاورده است، چنانکه پیش از این و در سال های حاکمیت دولت اصلاحات نیز این سستی در موسسه مذکور نسبت در پاسداری از حرمت حضرت امام (ره) بارها مورد انتقاد دلسوزان انقلاب قرار گرفته بود.

در سال های گذشته مسئولین این موسسه در حالی در مقابل بسیاری از تحریفات در سخنان حضرت امام توسط برخی جریانات سیاسی نزدیک به خود ترجیح دادنده اند سکوت اختیار کنند، که در موارد سیاسی بسیار کم اهمیت‌تر، بارها به انتقاد و نامه نگاری پرداخته اند.

اما در این مورد نیز در حالی که مردم انتظار داشتند موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) ،با توجه به این هتک حرمت بی سابقه، به ساحت حضرت امام ره که موجب تعطیلی حوزه های علیمه نیز شد، میدان داری اعتراضات به هتاکان را برعهده بگیرد، باز هم شاهد حاکمیت نگاه سیاسی بر این موسسه و موضع گیری های تعجب برانگیز هستیم، به نحوی که با تحت الشعاع قرار دادن اصل موضوع که همانا هتک حرمت به بنیانگذار جمهوری اسلامی است، منتشر کنندگان این تصاویر را به عنوان متهم اصلی معرفی کند!



موضوع مطلب :
۱۳۸۸/٩/۱۸ :: ٢:۳٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : علی


روزنامه کیهان که تا کنون از حضور موسوی و کروبی در برخی مراسمها انتقاد می کرد، این بار متعرض غیبت آنان در 16 آذر شد و نوشت: آشوبگری های پراکنده پیاده نظام آمریکا در ایران روز گذشته در حالی انجام شد که هیچ کدام از سران فتنه جرئت حضور در جمع دوستان خود را نیافتند.

از چند هفته پیش تمامی رسانه های وابسته به سرویس های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس از جمله بی بی سی فارسی و تلویزیون صدای آمریکا تمام ظرفیت های خود را بر تحریک مردم در جهت حمایت از جریان فتنه به کار گرفته بودند اما حوادث 16 آذر امسال نشان داد نه فقط مردم ایران اعتنایی به این تبلیغات نکردند بلکه سران فتنه هم آرام آرام در حال تکاپو برای یافتن کنج عافیت- بخوانید سوراخ های موش- هستند.

میرحسین موسوی که غروب روز 15 آذر با صدور بیانیه ای از مردم خواسته بود در روز 16 آذر به «جنبش سبز»(!؟) بپیوندند دیروز ترجیح داد در خانه بنشیند و برای همراهی با تعداد اندک آشوبگران حتی یک قدم هم برندارد. برخی از اطرافیان جریان فتنه طی روزهای اخیر به شدت به موسوی اعتراض کرده بودند که چرا در روز 13 آبان حتی سرش را از پنجره هایی که در آن اقامت داشت بیرون نیاورده است!
دیروز از مهدی کروبی هم که طی هفته های گذشته سعی کرده بود چهره یک شعبان بی مخ کامل را از خود به نمایش بگذارد، نشانی نبود.

گزارش های رسیده به خبرنگاران کیهان حاکی از آن است که درون خانواده کروبی درباره حضور یا عدم حضور او در آشوب های 16 آذر اختلاف وجود داشته و وی نهایتاً به این نتیجه رسیده که در خانه ماندن بهتر از هر کار دیگری است. کروبی اخیراً در برخی ملاقات های خود از این موضوع که خاتمی و موسوی او را گوشت دم توپ کرده اند و او را برای حضور در خیابان تحریک می کنند بی آنکه خود انگیزه ای برای این کار داشته باشند، شدیداً گله کرده بود.

محمد خاتمی هم که از یکی دو روز قبل به برخی اطرافیان خود گفته بود در مراسم روز 16 آذر شرکت نخواهد کرد، با به نمایش گذاشتن اوج فرصت طلبی دیروز در هیچ تجمعی حاضر نشد. خاتمی اخیراً تاکید کرده است که 16 آذر به ما ربطی ندارد و بیشتر در پی آن است که رفتارهای خائنانه خود در ایام انتخابات را رفع و رجوع کند.

در مجموع به نظر می رسد عدم حضور سران فتنه در تجمعات روز 16 آذر اولا نشان دهنده آن است که این افراد به رویگردانی مردم از خود باور قطعی پیدا کرده اند و ثانیاً ترجیح می دهند با به میدان کشاندن برخی جوانان دانشجو و امثال آنها خود از پرداخت هرگونه هزینه ای اجتناب کنند.



موضوع مطلب :
۱۳۸۸/٩/٩ :: ۱:٢٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : علی
بازخوانی عملیات جوخه‌های ترور حزب مشارکت علیه هاشمی رفسنجانی

خبرگزاری فارس: مشارکتی‌ها اعتقاد داشتند پرونده‌ سیاسی رفسنجانی قبل از آنکه بر سر راه اصلاح‌طلبان قرار بگیرد، باید بسته شود و به همین دلیل جوخه‌های ترور این حزب در انتخابات مجلس ششم علیه وی با تمام قوا وارد عمل شدند.



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :
۱۳۸۸/٩/٩ :: ۱:۱٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : علی
آیت‌الله جوادی‌آملی یک فقیه تمام عیار است

خبرگزاری فارس: عضو مجلس خبرگان رهبری آیت‌الله جوادی آملی را یک فقیه و فیلسوف تمام عیار و شناخته شده دانست.

 


ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :
۱۳۸۸/٩/۳ :: ٢:٥۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : علی
حجةالاسلام رحیمیان در همایش بسیجیان بنیاد شهید و امور ایثارگران:
کلمه تقلب اسم رمز اغتشاشات با هدف براندازی نظام بود

خبرگزاری فارس: نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران گفت: به یقین می‌گویم که کلمه تقلب اسم رمز اغتشاشات با هدف براندازی نظام بود.



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :
رئیس جمهور در نشست خبری با رسانه‌ها در برزیل:
رژیم صهیونیستی کوچکتر از آن است که به ایران حمله نظامی کند

خبرگزاری فارس: رئیس‌جمهور در نشست خبری در برزیل در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره حمله نظامی احتمالی رژیم صهیونیستی به ایران گفت: آنهایی که شما اسم بردید جرات چنین کاری را ندارند و بسیار کوچکتر از آن هستند که بخواهند به ایران حمله نظامی بکنند.



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :
وبرگزاری فارس: گروه‌ها و تفکراتی چون همجنس‌گرایی و الحاد هیچگونه رسمیتی نداشته و جزو فرق انحرافی به شمار می‌روند.


ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :
۱۳۸۸/٩/۳ :: ٢:٤٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : علی
شاعرانی که بعد از انتخابات شعر سیاسی گفتند ایثارگری کردند

خبرگزاری فارس: محدثی خراسانی با بیان این‌که اطلاق عنوان «شاعر دولتی» به بعضی از شاعران نادرست است، گفت: این شاعران با توجه به حجم اتفاق‌ در ماه‌های اخیر متأثر و متألم شدند و دلشان به درد آمد و با بیان دریافت‌های خود به نوعی ایثارگری کردند.




ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :
تایم: جنبش سبز ایران از آمریکا درخواست کمک کرده است

خبرگزاری فارس: یک مجله آمریکایی در گزارشی از درخواست کمک جنبش سبز مخالف در ایران از آمریکا خبر داد.



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :
۱۳۸۸/٩/۱ :: ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : علی
محمدی: ابعاد خیانتی که در دوره اصلاحات در برنامه هسته‌ای شد ناگفتنی است
دبیر سیاسی روزنامه کیهان تاکید کرد: خیانتی که در دوران اصلاحات در مورد برنامه هسته ای صورت گرفت ابعادش ناگفتنی است و بسیار علاقمند هستم تا در یک جمعی گفتگویی را در این رابطه با آقای صدر داشته باشم که چه مسائلی بر برنامه های هسته ای کشورمان گذشت.


ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :
۱۳۸۸/٩/۱ :: ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : علی
زاکانی: موسوی خود قبول نکرد به صداوسیما بیاید
نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیته پیگیری حوادث بعد از انتخابات با اشاره به این حوادث گفت: به موسوی گفتند به صداوسیما بیاید و در مقابل یکی از مسئولان قرار گیرد و صحبت هایش را مطرح کند اما خود موسوی قبول نکرد.
علیرضا زاکانی


ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :
مشروح نشست "فتنه و فرجام " در دانشگاه امام صادق(ع)؛
ناگفته‌های زاکانی از مذاکرات پس از انتخابات و پرونده مالی پسران هاشمی

خبرگزاری فارس: یکی از اعضای کمیته 6 نفره مجلس شورای اسلامی در انتخابات ریاست جمهوری با ارائه جزئیاتی از دیدارهای این کمیته با موسوی، کروبی، رضایی و هاشمی نکات مهمی را درباره انتخابات اخیر ریاست جمهوری و پرونده‌های مفاسد اقتصادی مطرح کرد.



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :
سردار حاجی‌زاده:
جنگنده‌های اف 15 و اف 16 صهیونیست‌ها در تله پدافندی ایران نابود می‌شوند

خبرگزاری فارس: فرمانده نیروی هوا فضای سپاه تاکید کرد: مطمئن باشید در صورت وقوع هر تهاجم، جنگنده های F 15 و F 16 صهیونیست‌ها در تله پدافندی ما گرفتار و نابود خواهند شد.



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :
۱۳۸۸/٩/۱ :: ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : علی
کشورهای منطقه خلیج‌فارس باید جایگاه بهتری در سیاست جهانی داشته باشند

خبرگزاری فارس: حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به منابع طبیعی غنی کشورهای منطقه خلیج فارس تصریح کردند: این کشورها با توجه به ثروت طبیعی عظیمی که در اختیار دارند باید جایگاه بهتری از لحاظ پیشرفت‌های علمی و مادی و تأثیرگذاری در سیاست جهانی داشته باشند.



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :
درباره وبلاگ
علی

نويسندگان
صفحات وبلاگ
RSS Feed